X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



اخلاق و عرفان، اوج نیاز - مأموریّت ویژۀ هاجر
شناخت بانوان برجسته قرآنی

مأموریّت ویژۀ هاجر

ابراهیم به دستور الهی قصد مهاجرت به مکّه کرد و اين قصد را با هاجر در ميان گذاشت.
زن جوان که دل خود را به زندگی آکنده از عطوفت و آغشته به آرامش با فرستاده الهی خوش کرده بود چون گفته‏های شوهر را شنید، بیمی در دلش چنگ انداخت و به آن جایگاه دوری که می‏بایست اقامتگاه او و فرزندش گردد و از آن چیزی نمی‏دانست، می‏اندیشید و می‏کوشید با یاد خدا و توکل به او و اطاعت از فرمان حضرت ابراهیم(علیه السلام) آشفتگی خود را برطرف کند.

سرانجام زمان هجرت فرا رسید. فرشته‏ای برای هدایت این کاروان سه نفری تا رسیدن به مقصد موعود در معیت آنان بود.

ابراهیم، هاجر و اسماعیل خردسال پشت سر جبرئیل گستره بیکران ریگزار را در می‏نوردیدند و لحظه‏ای نمی‏آسودند.

در طول مسیر هر جا آبادی باصفا و امیدبخشی را می‏دیدند، توقف می‏کردند و از راهنمای آسمانی می‏پرسیدند:
آیا اینجا مکه است و او پاسخ منفی می‏داد.

بدین گونه با تحیر از کنار هر جای سرسبز و خرم می‏گذشتند و ملتهب، خسته و منتظر، باز به راه ادامه می‏دادند،

تا سرانجام به وادی بدون کشت و زرع، تفتیده و سوخته از آفتاب فرود آمدند.

اقامت در جایی خشک و سوزان که بادهای داغ پوست آدمی را می‏گداخت و تا دیده کار می‏کرد، در آن اثری از عمران و حیات به چشم نمی‏خورد، بسیار طاقت‏فرسا و وحشتناک جلوه می‏نمود.

هاجر و اسماعیل در زیر آفتاب سوزان و در معرض وزش بادهای گرم بر روی ریگهای داغ نشسته بودند.

هاجر در این محیط مخوف به آینده فکر می‏کرد. او که در سرزمین عمالقه زندگی کرده و غرق در ناز و نعمت در کنار نهرهای خروشان و چشمه‏ساران پرآب، زیر سایه درختان پرمیوه روزگار گذرانیده بود، هرگز با این هوای خشن و سرزمین سوزان و بیابان خشک آشنا نبود،

ولی آن زن خداپرست و همسر فرستاده الهی به آن درجه از خودسازی معنوی رسیده بود که از مشاهده چنین اوضاعی هراس به دل راه ندهد و خم به ابرو نیاورد،

زیرا می‏دانست وعده خداوند حق است و آنچه فرشته وحی خبر داده بود که ذریه‏اش زیاد خواهد گشت، عملی می‏گردد.

هاجر و اسماعیل در جوار جایی که یک بلندی سرخ به عنوان نشانه‏ای از خانه خدا باقی مانده بود، اسکان یافتند.

ماجرای آمدن ابراهیم به مکه و آوردن اسماعیل و هاجر، در منابع تفسیری شیعه چون: تفسیر نورالثقلین، ج اول، ص145 و نیز برخی منابع روایی چون: علل الشرایع، ص432 و آثار تاریخی چون: کامل ابن‏اثیر، ج اول، ص113 آمده است.
نمایش کمتر


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 17 آذر 1392 - 09:58 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

نظرسنجی

آمار وبلاگ

کد های کاربر

دانلود رایگان نرم افزار طراحی و راه اندازی وب سایت