با اندیشه «اويس قرنى» به مرگ فکر کنیم
از گفتار اويس است كه:
به خدا سوگند درباره مرگ انديشيدن و ترس و بيم از روز رستاخيز، براى مرد با ايمان، در دنيا جائى برای شادى باقی نمى گذارد!
سفينة البحار، 1/53.
اويس می گفت: من محضر رسول خدا را درك نكرده ام ولى مطالبى بواسطه افرادى شنيده ام كه آن حضرت می فرمود :
بر عمر اعتمادى نيست، براى سراى آخرت بايد تدارك ديد و زاد و توشه تهيه كرد.
اويس پس از تلاوت این آيات از سوره دخان، چنان آهی کشید، كه خوف آن بود كه از دنيا برود:
وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنهَمَا لَاعِبِينَ(38)
ما آسمان و زمين و آن چه بين آنهاست، بيهوده نيافريديم .
مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لَكِنَّ أَكْثرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ(39)
خلق نكرديم آنها را مگر به حق و از روى حكمت؛ ولى بسياری از مردم آگاه نيستند.
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ(40)
روز قيامت روز جدائى كافر و مؤ من و وعده گاه تمام خلايق است .
يَوْمَ لَا يُغْنىِ مَوْلىً عَن مَّوْلىً شَيْا وَ لَا هُمْ يُنصَرُونَ(41)
روزى است كه هيچ دوست و يار و ياورى دوستش را از عذاب نرهاند و بى نياز نگرداند، واحدى را يارى نكنند
پس از آنكه آيات فوق را تلاوت كرد، گفت :
اى هرم بن حيان، آيا اين موعظه ترا كافى نيست كه مى بينى انسانها يكى پس از ديگرى از اين جهان رخت مى بندند؟
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه اشرف مخلوقات است، از اين دنياى ناپايدار رفت، پدرت از دنيا رفت، نزديك است تو هم بميرى، آدم و حوا مردند، ابراهيم خليل از دنيا رفت و من و تو هم فردا از مردگانيم؛
فريفته دنيا مشو، خود را درياب، آماده مرگ باش....
ناسخ التواريخ : 2/14 و اعيان الشيعه : 13/120