X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



اخلاق و عرفان، اوج نیاز - آرشیو 1393/1

نور درخشان شرح صدر

دسته بندی : ,
نور درخشان شرح صدر

آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی:
(بدان ای سالک راه حق!) در تفسیر آیه شریفه:
«افمن شرح صدره للاسلام فهو علی نور من ربه» (زمر-22)
که تفسیرش از حضرت رسول‌اکرم(ص) سؤال شد، فرمود:

«نور یقذفه الله فی قلبه، فیشرح صدره»
نوری است که خداوند بر دل او می‌افکند، سپس سینه‌اش گشاده می‌گردد.

«قیل هل لذلک من علامه؟»
عرض شد آیا نشانه‌ای برای این می‌باشد؟

فرمود:‌«علامته التجافی عن دارالغرور و الانابه الی دارالخلود و الاستعداد للموت قبل حلول الفوت» 
نشانه‌اش آن است که:
از این سرای فریب پهلو تهی می‌کند،
و به سرای جاویدان بازمی‌گردد،
و پیش از فرا رسیدن مرگ، آمادگی برای مرگ پیدا می‌کند! (مجمع‌البیان،ج4،ص 561)


و شاید عامه مردم معنای «تجافی» را به جز زهد در شهوت‌های دنیا ندانند و برای «تجافی حقیقی» معنای واقعی‌اش را تصور نکنند که آن عبارت است از اینکه:

پرده ی فریبی که در این دنیا برای اهل دنیا می‌باشد و نمی‌گذارد اشیاء را به آن‌گونه که هست ببینند، از جلوی چشم برداشته شود،

چنانکه عامه کسانی که پس از «معرفت نفس» به این مرتبه از معرفت نرسیده‌اند، چنین هستند.

رساله لقاءالله، ص 234


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 27 فروردین 1393 - 08:31 | 1 2 3 4 5

درمحضر بزرگان اخلاق و عرفان

زاد و توشه «سفر» بردار!...

آیت ‌الله شیخ مجتبی تهرانی:
(بدان ای سالک راه خدا!) در هر سفری که انسان می‌کند دو چیز نیاز دارد؛
اولا باید راه را بلد باشد... انسان در هر هجرتی، نیازمند راهنما و راه بلد است تا او را راهنمایی کند.
ثانیا در هر سفری که انجام می‌دهد- خصوصا اگر مسیر طولانی باشد- زاد و توشه راه می‌خواهد که از آن تغذیه کند و نیرو بگیرد...

در باب هجرت کبری هر دو مورد لازم است،
هم راهنما و دلیل راه
و هم زاد و توشه.

حالا این دو را چگونه فراهم کنیم؟
هر دوی اینها ... متوقف بر ... جهاد اکبر است،
اگر توانستی در این درگیری درونی بر هواهای نفسانی‌ات غلبه کنی، «خدا» راه را به تو نشان می‌دهد که از کجا بروی:
«الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» (عنکبوت- 69)

هجرت کبری متوقف بر جهاد اکبر است
و جهاد اکبر است که موجب می شود انسان راه رسیدن به خدا را پیدا کند.

اگر در جهاد اکبر غالب شدی، محصول و نتیجه‌ای دارد که روی نفس منعکس می‌شود
و آن نتیجه عبارت از «تقوا» است که:
«لباس التقوی ذلک خیر» (اعراف- 26)
زاد و توشه تو در این راه است.
«و تزودوا فان خیرالزاد التقوی» (بقره، 197)

تزودوا یعنی توشه برگیرید،
اشاره به این است که:
ای مسافران الی‌الله،
ای سالکان الی‌الله،
توشه برگیرید که همانا بهترین توشه «تقوا» است.

سلوک عاشورایی، منزل سوم، ص 152


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 25 فروردین 1393 - 11:00 | 1 2 3 4 5

عاقل کیست؟

دسته بندی : ,

عاقل کیست؟

آیت الله مجتهدی تهرانی:
به هر که عقل دادند، چه ندادند؟ به هر که عقل ندادند، چه دادند؟

عقل چیز عجیبی است. البته فکر نکنید عقل همین است که ما داریم
یک دسته دیوانه اند و در دیوانه خانه هستند و ما عاقل هستیم، نه!

عاقل آن است که به فکر آخرت باشد،
کسی که آخرت را انتخاب می کند، این فرد عاقل است.
وکسی که دنیا را انتخاب میکند از نظر اسلام این فرد عاقل نیست....
بنابراین عاقل خیلی کم است..خیلی... 
منبع: http://mojtahedi-tehrani.mihanblog.com/#linkz


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 20 فروردین 1393 - 09:05 | 1 2 3 4 5


فصل در تفكّر است‏

بدان كه اوّل شرط مجاهده با نفس و حركت به جانب حق تعالى «تفكّر» است. و بعضى از علماى اخلاق آن را در بدايات در مرتبه پنجم قرار داده‏اند«». و آن نيز در مقام خود صحيح است.


و تفكر در اين مقام عبارت است از آنكه انسان لااقل در هر شب و روزى مقدارى - و لو كم هم باشد - فكر كند در اينكه آيا مولاى او كه او را در اين دنيا آورده و تمام اسباب آسايش و راحتى را از براى او فراهم كرده، و بدن سالم و قواى صحيحه، كه هر يك داراى منافعى است كه عقل هر كس را حيران مى‏كند، به او عنايت كرده، و اين همه بسط بساط نعمت و رحمت كرده، و از طرفى هم اين همه انبيا فرستاده، و كتابها نازل كرده و راهنماييها نموده و دعوتها كرده، آيا وظيفه ما با اين مولاى مالك الملوك چيست؟ آيا تمام اين بساط فقط براى همين حيات حيوانى و اداره كردن شهوت است كه با تمام حيوانات شريك هستيم، يا مقصود ديگرى در كار است؟ آيا انبياء كرام و اولياء معظم و حكماى بزرگ و علماى هر ملت كه مردم را دعوت به قانون عقل و شرع مى‏كردند و آنها را از شهوات حيوانى و از اين دنياى فانى پرهيز مى‏دادند با آنها دشمنى داشتند و دارند، يا راه صلاح ما بيچاره‏هاى فرو رفته در شهوات را مثل ما نمى‏دانستند؟


اگر انسان عاقل لحظه‏اى فكر كند مى‏فهمد كه مقصود از اين بساط چيز ديگر است، و منظور از اين خلقت عالم بالا و بزرگترى است، و اين حيات حيوانى مقصود بالذات نيست. و انسان عاقل بايد در فكر خودش باشد، و به حال بيچارگى خودش رحم كند و با خود خطاب كند: اى نفس شقى كه سالهاى دراز در پى شهوات عمر خود را صرف كردى و چيزى جز حسرت نصيبت نشد، خوب است قدرى به حال خود رحم كنى، از مالك الملوك حيا كنى، و قدرى در راه مقصود اصلى قدم زنى، كه آن موجب حيات هميشگى و سعادت دائمى است، و سعادت هميشگى را مفروش به شهوات چند روزه فانى، كه آن هم به دست نمى‏آيد حتى با زحمتهاى طاقت فرسا. قدرى فكر كن در حال اهل دنيا از سابقين تا اين زمان كه مى‏بينى.


ملاحظه كن زحمتهاى آنها و رنجهاى آنها در مقابل راحتى آنها چقدر زيادتر و بالاتر است، در صورتى كه براى هر كس هم راحتى و خوشى پيدا نمى‏شود. آن انسانى كه در صورت انسان و از جنود شيطان است و از طرف او مبعوث است و تو را دعوت به شهوات مى‏كند و مى‏گويد زندگانى مادى را بايد تأمين كرد، قدرى در حال خود او تأمل كن، و قدرى او را استنطاق كن ببين آيا خودش از وضعيت راضى است؟ يا آنكه خودش مبتلا است مى‏خواهد بيچاره ديگرى را هم مبتلا كند؟ و در هر حال از خداى خود با عجز و زارى تمنا كن كه تو را آشنا كند به وظايف خودت كه بايد منظور شود ما بين تو و او. و اميد است اين تفكر كه به قصد مجاهده با شيطان و نفس امّاره است، راه ديگرى براى تو بنماياند و موفق شود به منزل ديگر از مجاهده.

 


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 17 فروردین 1393 - 11:00 | 1 2 3 4 5

حزن دائمي سالك

دسته بندی : ,
پرده ای از عرفان:

حزن دائمي سالك
آیت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي:

(سالكان كوي حضرت دوست) حزن دائم از اين جهت در دلشان جاي گير شود كه مبادا از رسيدن به مقامات عاليه محروم بمانند،
 زيرا مادامي كه در دنيا هستند، راه ترقي براي آنان باز است و از مقامات معرفت و قرب، به هر درجه از حال كه براي ايشان دست دهد، باز فوق آن متصور است. 

بلي از مختصات حضرت ولايت پناه (علي«ع») است كه فرمودند: 
«لوكشف الغطاء ما ازددت يقينا» 
اگر همه حجاب هاي ملك و ملكوت و ظلماني و نوراني برداشته شود، بر يقين من چيزي زياده نخواهد شد. (المحجه البيضاء، ج 4، ص 203)

و اين حزن سالك بايد دائمي باشد، 
حزن در دل، 
و بُشر (خوش رويي) در روي،
حزن در باطن و بُشر در ظاهر بايد داشته باشد.  رساله لقاءالله، ص 115

آری سالکان کوی دوست، گرچه دلهاشان مالامال غمِ فراق محبوب است، اما در برخورد با مردم، چهره درهم نمی کشند و چنان رفتار می کنند که گوئی هیچ اندوهی آنان را نمی آزارد!

محبوب خود به آنان سفارش فرموده که بندگان من را با غصه های فراق، نیازارید.... زیرا من دوستی را می پسندم که عشق و دلدادگیش را مخفی و مکتوم نگهدارد؛ نه اینکه بر سر هر کوی و برزنی آن را فریاد کند! 
 

برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 11 فروردین 1393 - 07:54 | 1 2 3 4 5

غسل نشاط کنید!

دسته بندی : ,

آیت الله مجتهدی تهرانی:


غسل نشاط کنید!

همیشه مقید به غسل توبه باشید، شاید بعد از آن غسل مردید. 


غسل نشاط را هم نیت کنید که وقتی عبادت می کنید نشاط داشته باشید.


دیدید آدم گرسنه ، چه با نشاط غذا می خورد؟


آدمی که خوابش می آید چه با نشاط می خوابد و لذت می برد؟


عبادت هم نشاط می خواهد.


ماها برای عبادت کسل هستیم. لذا مقید باشید غسل نشاط انجام دهید.

منبع: http://mojtahedi-tehrani.mihanblog.com/#linkz



برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 10 فروردین 1393 - 07:16 | 1 2 3 4 5
 
راهكارهاي عبادي قرب الهي در سلوك عارفان

مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي(ره) چند دستورالعمل عبادي را براي رسيدن به قرب الهي و نيز نجات از دسيسه هاي شيطاني توصيه كرده اند.
اين عارف پارسا به قرائت ذكر يونسيه، سوره قدر و اهتمام به بهره مندي از روز جمعه را در رسيدن به قرب الهي مؤثر دانسته اند.

روز جمعه گر چه تمام ساعت و لحظه هاي آن شريف و گرانبها و نوراني است، ولي در اين روز ساعتي هست كه از همه ساعات اين روز افضل و برتر است و دعا در آن ساعت مورد قبول واقع مي شود و بنابر آنچه از اخبار به دست مي آيد و از بعضي از بزرگاني كه در اين گونه موارد مورد وثوق اينجانب بوده اند به من رسيده، آخرين ساعات روز جمعه كه وقت خواندن دعاي سمات است مي باشد.

از يكي مشايخ بزرگوار خود كه حكيم عارف و معلم خبير و طبيب كاملي بسان او نديده ام، سؤال كردم كدامين عمل از اعمال جوارح را شما در تأثر قلب كارسازتر يافته ايد، فرمود:
سجده طولاني در شب كه يك ساعت و يا لااقل سه ربع ساعت به درازا كشد و در آن گفته شود: «لااله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين»

صد مرتبه قرائت سوره قدر در شب و عصر جمعه....


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 5 فروردین 1393 - 02:26 | 1 2 3 4 5
 
توجیه گناه، یک بیمارى خطرناک! 

هر قدر گناه سنگین باشد به سنگینى توجیه گناه نیست،
زیرا گناهکار معترف به گناه، غالبا به سراغ توبه مى رود، اما وقتی پاى توجیه گری به میان می آید، نه تنها راه توبه را به روى انسان مى بندد، بلکه او را در گناه راسختر و حریصتر مى سازد. 

این توجیه گرى گاه براى حفظ آبرو و جلوگیرى از رسوائى در برابر مردم است، اما از آن بدتر زمانى است که براى فریب وجدان صورت گیرد.

بسیارند کسانى که:
ترس خود را به عنوان احتیاط،
و حرص را به تأمین آینده
و تهور را به قاطعیت
و ضعف نفس را به حیا
و بى عرضگى را به زهد
توجیه می نمایند.

اینان ارتکاب حرام را با انواع کلاه های شرعى
و فرار از زیر بار مسئولیت را با بهانه ای واهی، پوشش میدهند.
ضعف ها و کوتاهی هاى خود را نیز به گردن قضا و قدر می اندازند!

 و چه دردناک است که انسان با دست خود راه نجات را به روى خود ببندد؟! 
آری این توجیه کردن ها، فریب دادن به خود است و باعث می شود آدمی راه توبه و پشیمانی و عذرخواهی را به روی خود ببندد؛
زیرا به مرور، به جای شرمنده شدن، حق را  به خود میدهد و انتظار پاداش و تشکر نیز دارد!

و چه مصیبتی از این بالاتر که انسان هرگز متوجه اشتباه خود نشود؛
به مرز حیوانیت سقوط کند و از حال خود بی خبر باشد!

خداوند همه ما را از این بلاى بزرگ و خانمان سوز حفظ کند. 

برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 3 فروردین 1393 - 12:25 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

نظرسنجی

آمار وبلاگ

کد های کاربر

دانلود رایگان نرم افزار طراحی و راه اندازی وب سایت