ای که دستت می رسد؛ کاری بکن!
مردی اموال فراوانی داشت، مزرعه و نخلستان و باغ و...
آدم صالحی بود، تمام حقوق خدا و بندگان خدا را ادا کرده و حق کسی هم بر ذمهاش نبود،
به ناگاه بیمار شد، پیامبر اکرم(ص) به عیادت او رفت و کنار بسترش نشست.
او گفت: یا رسول الله!
من تمام حقوقی را که از خدا و بندگان خدا برذمهام بود، ادا کردهام و به هیچ کس هم بدهکاری ندارم.
انبار خرمایی دارم که از من باقی میماند. حال از حضرت عالی تقاضا میکنم پس از مرگ من درِ آن انبار را باز کنید و آنچه خرما هست در میان مستمندان تقسیم کنید.
رسول خدا(ص) هم قبول وصیت کرد و پس از مرگ او، در انبار را باز کرد و آنچه خرما بود، در میان مستمندان تقسیم کرد
پیامبر پس از خالی شدن انبار، خم شد و از میان خاکها یک دانه خرما برداشت و دست خودش را بلند کرد که همه ببینند. بعد فرمود:
ای مردم! اینکه در دست من است چیست؟
گفتند: یک دانه خرما است.
حضرت فرمود: بدانید! اگر این مرد در زمان حیات خودش این دانه خرما را انفاق کرده بود ثوابش از انفاق این انبار خرما که من به وصایت از او انجام دادم بیشتر بود.
بنای زندگی صفای بندگی، آیه الله ضیاءآبادی، ص 107

برچسبها :
غرور عبادتسوز
روزی حضرت عیسی(ع) از صحرایی میگذشت. در راه به عبادتگاهی رسید که عابدی در آنجا زندگی میکرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد.
دراین هنگام جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود از آن جا گذشت.
وقتی چشمش به حضرت عیسی(ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همانجا ایستاد و گفت:
خدایا من از کردار زشت خویش شرمندهام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟
خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.
مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت:
خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناهکار محشور مکن.
دراین هنگام خدای برترین به پیامبرش وحی فرمود که به این عابد بگو:
ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمیکنیم،
چرا که او به دلیل توبه و پشیمانی، اهل بهشت است!
و تو به دلیل غرور و خودبینی، اهل دوزخ هستی!
کیمیای سعادت، محمد غزالی، ج 1

برچسبها :
ريشه هاي تجمل گرايي و چشم و هم چشمي
تجمل گرايي و ريخت و پاش ريشه در رذايل پست اخلاقي چون حسادت، خودپسندي، تفاخر و گاه احساس حقارت و خود كم بيني و مانند آن دارد.
انسان هايي كه در زندگي گرفتار چشم و هم چشمي مي شوند، با انگيزه هاي گوناگوني اين كار را انجام مي دهند.
برخي از آنان، احساس مي كنند كه اگر ريخت و پاش هاي آن چناني نداشته باشند، از نظر مردم حقير و پست هستند. از نظر آنان، كرامت انساني و بزرگي هر فردي در مقدار ثروت و مالي است كه در اختيار دارد.
خداوند در آيات 15 و 16سوره فجر به تبيين اين نگرش مي پردازد و مي گويد وقتي به مال و ثروتي مي رسند گمان مي كنند كه كرامت يافته اند و اگر ثروت و مالي را از دست بدهند گمان مي كنند خوار شده اند.
اين دسته از افراد، همان گونه كه مال و ثروت را نشانه كرامت و عزت و انسانيت مي شمارند، نمايش ثروت و مال را نيز نشانه بزرگواري و بزرگي خود مي دانند. اين گونه است كه به نمايش ثروت خود مي پردازند و با تجمل گرايي آن را به رخ ديگران مي كشند.
خداوند در آيه 76 سوره قصص بيان مي كند كه قارون مي خواست با مردان نيرومندي كه به سختي ثروت او را در خيابان ها مي كشيدند، شوكت و عظمت خود را به رخ ديگران بكشاند.
حسادت، خود كم بيني، احساس حقارت، تفاخر و مانند آن موجب مي شود كه بسياري خود را به زحمت بيندازند تا پولي را از اين جا و آن جا با قرض كردن به دست آورند و مجالس آن چناني براي مراسم ازدواج و حتي وليمه حج و مانند آن برپا كنند.
بازار رقابت ناسالم و سبقت جويي از يكديگر چنان گرم است كه هر كسي مي خواهد از ديگري پيش بيفتد.
اين در حالي است كه خداوند در آيه 133 سوره آل عمران و 53 سوره مائده از مردم مي خواهد به جاي اينكه در تجمل گرايي و فخرفروشي و تكاثر و تبذير و ريخت و پاش و چشم و هم چشمي با يكديگر رقابت كنند و مسابقه تجمل گرايي بگذارند، مسابقه در كارهاي خير و نيك بگذارند و به مستمندان و فقيران كمك كنند و در كارهاي خير سرعت بجويند و پيش دستي كنند. و به عبارت ديگر اين چشم و هم چشمي را در امور معنوي و اخروي و ديني داشته باشند و نه در مسائل دنيوي و مادي.
علي جواهردهي با تلخیص

برچسبها :