سلسله بحث های سلوک عارفانه
دنیا برای آخرت سالک خلق شده است

آیت الله شیخ مجتبی تهراتی‌:
(بدان ای سالک عزیز!) زندگی در دنیا در مقابل زندگی در آخرت آن قدر کم ارزش است که اصلاً به حساب نمی‌آید. 

علی(ع) در نامه 55 نهج‌البلاغه می‌فرماید: 
ان الله سبحانه قد جعل الدنیا لما بعدها؛ 
خدا دنیا را برای بعد از آن خلق کرده است. 

جعل در اینجا به معنای جعل تکوینی است، یعنی دنیا استقلال ندارد و وسیله و آلتی برای تحصیل آخرت است.

و ابتلی فیها اهلها لیعلم ایهم احسن عملاً و لسنا للدنیا خلقنا ولا بالسعی فیها امرنا»
و در دنیا اهلش را می‌آزماید تا معلوم شود کدام یک بهترین رفتار را دارد، 
ما برای دنیا خلق نشده‌ایم و برای سعی و تلاش (بیش از حد) در آن امر نشده‌ایم.

اصلاً خلقت ما برای دنیا نیست، چون این سرا وسیله‌ای است که با آن آخرت کسب می‌شود، لذا ما امر نشده‌ایم تا می‌توانیم در این دنیا لذت ببریم، بلکه ما آمده‌ایم تا امتحان شویم که چگونه و چقدر برای هدف معنوی خود در این نشئه، تلاش می‌کنیم.

بنابراین هم دنیا مطلوب است و هم آخرت، اما ارزش آخرت خیلی بیشتر از دنیا است به‌گونه‌ای که دنیا باید به عنوان یک ابزار برای تحصیل آخرت استفاده شود، و فدای آن گردد، و هر عاقلی هم مطلوب با ارزش‌تر را هدف‌گیری می‌کند.

رسائل بندگی، آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی، ص135

#سلوک-عارفانه #مجتبی-تهرانی #نهج-البلاغه 



برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 22 اردیبهشت 1394 - 07:48 | 1 2 3 4 5

کمال مطلق حقیقی برای سالک 

آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی:
انسان باید ابتدا آنچه را که برایش کمال محسوب می‌شود، تشخیص دهد و بعد برای به دست آوردن آن تلاش کند.

... ذات ما عاشق کمال است و عشق و محبت به کمال، آن هم کمال مطلق، ذاتی انسان بوده و با جوهره وجود او آمیخته است
اما در تشخیص اینکه چه چیزی برای انسان کمال مطلق محسوب می‌شود اشتباه رخ می‌دهد.

حب به دنیا در هرکس یک معنا دارد و دنیای افراد مختلف است، 

یکی بر اثر غلبه شهوت، پول را کمال خود می‌داند، به دنبال آن رفته و پول روی پول می‌گذارد،

یکی هم بر اثر غلبه غضب، کمال خویش را در مقام و ریاست می‌بیند و به دنبال آن می‌رود.

اما مصداق واقعی کمال مطلق خداست
و می‌گوید: «خلقتک لاجلی» من تو را با این صفت آمیخته‌ام تا مرا طلب کنی (جواهرالسنیه، ص 710) ... 

شکی نیست که در برابر طلب بی‌نهایت، یک مطلوب بی‌نهایت هست که می‌‌تواند این نیاز را برطرف کند.
چون «طلب بی‌نهایت» و «مطلوب متناهی» با یکدیگر همگون و سازگار نیستند.

بدبختی همه دنیاداران نیز همین است که می‌خواهند جواب طلب بی‌نهایت درونی خود را با مطلوب متناهی دنیا بدهند. 
رسائل بندگی، ، ص 82



برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 18 تیر 1393 - 06:44 | 1 2 3 4 5

راه‌های تحصیل ایمان سالک

مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی در کتاب «اسرارالصلوه» در بحث خوف به سه نوع یا سه مرتبه ایمان اشاره می‌کنند.

یک مرتبه از ایمان «تقلیدی سماعی» است.
دوم «تحقیقی برهانی»
و سوم «شهودی عیانی» است.
دیگران از جمله «محقق سبزواری» در «منظومه» به این سه مرتبه اشاره کرده‌اند.

1- درخصوص ایمان «تقلیدی سماعی» اکثر عوام مردم که با مسائل تحقیقی و برهانی بیگانه‌اند، طریق تحصیل ایمانشان «تقلیدی سماعی» است. در موارد بسیاری، این ایمان در دل جایگزین و منشأ آثار و برکات خیر می‌شود.

2- طریق «تحقیقی برهانی» که مخصوص علماست. مرحوم سبزواری در منظومه می‌فرمایند: روایت: تفکر ساعه خیر من عباده سبعین سنه» (تفسیر خلاصه‌المنهج، ج3، ص85) به این دسته از علما و اولیا اختصاص دارد... کسانی که از طریق برهان وارد می‌شوند لزوماً اهل ایمان نخواهند شد. چه‌بسا در استدلال استوار باشند اما اعتقاد به قلبشان رسوخ نکرده باشد، از این‌رو آن ایمان تقلیدی سماعی عوام‌الناس از این اعتقاد برهانی که اثری بر قلب نگذارده است افضل است. روایتی در موضوع بهشت است که فرموده‌اند: «هفتاد غیر عالم وارد بهشت می‌شوند، آنگاه یک عالم قادر به دخول در بهشت خواهد بود.»

3- مؤمنان «شهودی عیانی» ایمانشان نه تقلیدی است و نه تحقیقی بلکه دیداری و شهودی است... وضع خواص اولیا چنین است یعنی معرفتشان به حقایق این‌گونه است.
در مقایسه میان این سه نوع ایمان، نوع سوم، اشرف و افضل است. مؤمن اهل شهود می‌گوید: «دیدمش و عاشق شدم.» 

کیش پارسایان، آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی، ص28



برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 6 تیر 1393 - 09:58 | 1 2 3 4 5

سلوک عاشقانه

عوامل تقویت ایمان سالک
(بدان ای طالب راه حق!) برخی اعمال پایه‌های ایمان را تحکیم می‌کنند:

1- گوش دادن به سخن محبوب
انسان از سخن معشوق و محبوب لذت می‌برد. تا وقتی که ترنم معشوق به گوش عاشق می‌رسد، این محبت و پیوند و ایمان تازه می‌ماند و از گزند زوال در امان خواهد ماند.

2- سخن گفتن با محبوب
راز و نیاز و گفت‌وگو با وی، پیوند محبت را تحکیم می‌کند.

3- یاد محبوب
آنگاه که محبوب را موثر حقیقی بدانیم در جمیع کارها به یاد او خواهیم بود و در هر عملی به او تکیه می‌کنیم.

همچنین برای استحکام پیوند قلبی با خدا، باید از دایره تاثیر جاذبه‌های غیر الهی خارج شد.
یعنی محبت غیر خدا را از دل بیرون کرد.

خداوند در سوره انفال آیه 2 می‌فرماید: همانا مومنان کسانی هستند که آنگاه که یاد خدا می‌شود دلهایشان از فرط محبت می‌لرزد و آنگاه که سخن محبوب را می‌شنوند بر ایمانشان افزوده می‌گردد و بر پروردگارشان توکل می‌کنند.
بنابراین موثرترین عمل برای تشدید ایمان، تلاوت قرآن است.

کیش پارسایان، آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی، ص 48



برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 1 اسفند 1392 - 11:04 | 1 2 3 4 5

اوصاف سالک مشفق

دسته بندی :

اوصاف سالک مشفق

(بدان ای سالک راه خدا!) اشفاق به معنی ترسیدن و دوری کردن است.

مشفق کسی را گویند که از کارهای زشت و اعمال خلاف ازجهت ترحم به حال خود که مبادا به و بال آن گرفتار گردد دوری کند،

و بترسد از عذابی که خداوند متعال برای گناهکاران مقرر فرموده است.

در مراحل مختلف سیر، «اشفاق سالک» مختلف است.

در بدایات اشفاق او نسبت به نفس است:
می‌ترسد نفس او را به هلاکت کشاند،

بعد نسبت به عمل است:
می‌ترسد عمل به واسطه آفات منقلب گردد و بی‌نتیجه بماند

و نسبت به خلق است:
به جهت معرفتی که نسبت به عذرهای مردم پیدا کرده است؛ زیرا می‌‌داند چه عواملی در خطاهای افراد موثر بوده‌اند.

در درجه دوم اشفاق نسبت به وقت است:
سالک مراقب است مبادا تفرق یعنی توجه به غیر، وقت او را ضایع سازد

و اشفاق بر قلب است:
می‌ترسد برای قلب مزاحمی پدید آید و قلب را از یاد حق غافل سازد.

و اشفاق بر یقین است:
از اینکه مبادا در یقین سالک سببی مداخله کند و سالک سبب را ببیند مسبب را فراموش کند.

در درجه سوم اشفاق نسبت به «عُجب» است:
که نکند عجب اعمال او را فاسد کند.

در این مقام سالک می‌داند هر عملی انجام داده یا می‌دهد، سبب آن توفیقی بوده که حق نصیب او کرده است؛ از این جهت هیچ‌گاه عجب او را نمی‌گیرد.

اشفاق در درجه سوم سالک را از مخاصمه با خلق حفظ و او را از معارضه باز می دارد.
نمی‌گذارد چیزی از کوشش او در راه حق کم شود. 

بنابراین سالک مشفق کسی خواهد بود که:
1- بر نفس سرکش لگام زند، نگذارد نفس طغیان کند (نهی النفس عن الهوی)

2- بر عمل ناظر باشد، نگذارد هوای نفس عمل را باطل کند.

3- عوامل اصلی بدی‌های خلق را تمیز دهد و عذر آنها را بپذیرد.

4- وقت را نگذارد بیهوده تلف شود، در تمام اوقات به یاد حق بوده باشد.

5- بر در دروازه دل نشیند، نگذارد غیر حق، به خانه حق وارد شود.

6- سبب را نبیند؛ هر چه بیند، از مسبب بیند.

7- زمام امور را طرا(تماما) دردست حق ببیند.

8- با خلق دشمنی نکند هر کسی را در مرتبه خودش بشناسد.

9- از عجب بدور، از اهل ریا و سمعه نباشد.

10- در راه حق ثابت قدم و در امر خیر ساعی باشد.
منبع: مقامات معنوی، محسن بینا، ج 1، ص 107


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 17 دی 1392 - 11:58 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

نظرسنجی

آمار وبلاگ

کد های کاربر

دانلود رایگان نرم افزار طراحی و راه اندازی وب سایت