کلام جاودان علي عليه السلام:

حقّ و حقيقت در تمام حالات نو، جديد و تازه است؛ گر چه زمان درازی بر آن گذشته باشد.

و باطل هميشه پست و بي أساس است؛ گر چه افراد بسياري از آن حمايت كنند.

قالَ الاْمامُ علي - عليه السلام - : 
اَلـْحَقُّ جَديدٌ وَ إنْ طالَتِ الاْيّامُ، وَ الْباطِلُ مَخْذُولٌ وَ إنْ نَصَرَهُ أقْوامٌ. 
«وسائل الشّيعة، ج 25، ص 434، ح 32292»

آری حقیقت کهنه شدنی نیست، هرچند در گذشته ای دور بیان شده باشد.... آنان که پیروی از حقایق اصیل را کهنه پرستی میدانند، از اندیشه های والا و راههای درست زندگی بی بهره می مانند.

عدالت همیشه زیباست.... مهر، هرگز بی فروغ نخواهد شد.... گذشت و فداکاری، هیچگاه کهنه شدنی نیست....

حال اگر افراد فراوانی به تبعیض، ستم، بی عدالتی، مظلوم کشی و.... روی آورند و با همه توان از ناروائیها حمایت کنند، آیا جز پستی و حماقت خویش، چه چیزی را به نمایش گذاشته اند؟



برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 18 اردیبهشت 1393 - 11:08 | 1 2 3 4 5


تسبیحات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

در آستانه فرارسیدن ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مرکز خبر حوزه به بخش اندکی از آثار و فواید مادی و معنوی تسبیحات حضرت فاطمه زهرا(س) بعد از نمازهای واجب پرداخت.

بهترین تعقیبات نماز،‌ تسبیحات حضرت زهرا(س) است و شایسته است که بعد از نمازهای واجب و زمان‌های دیگری چون وقت خواب و ابتدای زیارت بزرگان و پیشوایان دین بر آن مداومت شود.

هدیه‌ای آسمانی از جانب پدر
هنگامی که فاطمه(س) از سختی کارهای خانه در زحمت بود،‌امیر‌مؤمنان به ایشان فرمود: نزد پدر برود و خدمتکاری درخواست کند تا در امور منزل یار و همکارش باشد.

وقتی پیامبر(ص) از خواسته‌آنان آگاهی یافت، فرمود: «ای فاطمه، می‌خواهی چیزی به تو عطا کنم که از خدمتکاری و همه دنیا با آنچه در آن است، ارزش‌مند تر است؟ حضرت فاطمه(س) فرمود: مشتاقم بدانم چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: بعداز نماز سی و چهار مرتبه «الله اکبر» و سی و سه مرتبه «الحمد لله» و سی و سه مرتبه «سبحان الله» بگو و آن را با «لا اله الا الله» ختم کن. این کار برایت از چیزی که می‌خواهی و از دنیا و هرچه در آن است،‌بهتر است.»
در آن لحظه که این هدیه آسمانی به فاطمه(س) عطا شد، فرمود:‌« از خدا و رسول راضی شدم.»

امام باقر(ع) درباره تسبیح حضرت زهرا می‌فرماید: «خداوند متعال با هیچ ستایشی بالاتر از تسبیحات فاطمه زهرا(س) عبادت نشده است و اگر چیزی افضل از آن وجود داشت، رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(س) اعطاء می‌کرد».

تسبیح حضرت زهرا که به مناسبت مداومت آن حضرت در انجام آن، به ایشان منسوب گردیده است، درواقع تسبیح حضرت حق‌تعالی است!!


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 28 اسفند 1391 - 10:58 | 1 2 3 4 5

هشدار امام حسن علیه السلام

همچون جسم، از روح و روانت نیز مراقبت کن!

آیت‌الله مجتبی تهرانی:
امام حسن علیه السلام: «عَجَبٌ لِمَنْ یَتَفَکَّرُ فِی مَأْکُولِهِ کَیْفَ لَا یَتَفَکَّرُ فِی مَعْقُولِهِ فَیُجَنِّبُ بَطْنَهُ مَا یُؤْذِیهِ وَ یُودِعُ صَدْرَهُ مَا یُرْدِیه».  [بحارالانوار، ج 1، ص 218]

یعنی من در شگفتم از کسی که درباره غذایی که می‌خواهد بخورد فکر می‌کند که چه بخورم که مفید باشد و مضرّ نباشد، ولی «لَا یَتَفَکَّرُ فِی مَعْقُولِهِ»؛ یعنی برای جسمش فکر می‌کند که چه چیزی را وارد معده‌ام کنم، امّا برای روحش فکر نمی‌کند که چه مطلبی را دارم گوش می‌کنم و در دل و روحم جایگزین می‌کنم.

اسلام می‌گوید: همان‌طور که از جسمت مراقبت می‌کنی و پیشگیری می‌کنی تا بیمار نشوی، از روحت هم مراقبت کن؛ اگر هم بیمار شدی دستور می‌دهد که زود برو و از طریق توبه روحت را مداوا کن.

حالا همان‌گونه که در باب جسم معمولاً بیماری‌ها از راه تغذیه و تزریق وارد پیکره انسان می‌شود و کارشناس جسم که طبیب است می‌گوید: «این چیزها را بخوری، این مرض‌ها را می‌آورد؛ این چیزها را بخوری، جسم را تقویت می‌کند؛ مراقبت کن که بیمار نشوی و...»،

اسلام هم همین را می‌گوید؛ اسلام می‌گوید: آن مفاهیمی که وارد ذهن تو می‌شود، تغذیة روح تو است. هر مفهومی که وارد شود، در ذهن و روحت جایگزین می‌شود. پس مراقب باش که چه می‌خواهی وارد ذهنت کنی.

مراقب باش که ویروس همراهش نباشد که سلامتی روحت را از بین می‌برد. هم پیشگیری‌اش را گفته که چگونه از ورود بیماری‌ها به روحت جلوگیری کنی، هم تقویتی‌اش را گفته که چه مفاهیمی را در روحت وارد کن تا سلامتی روحت حفظ شود، و هم بیماری‌اش را گفته است که اگر بیمار شدی چگونه معالجه کن.


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 10 دی 1391 - 06:36 | 1 2 3 4 5


آیت‌الله مجتبی تهرانی:
رُوِیَ عَن الحَسنَ بن عَلِیٍّ العَسکَری قالَ: أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات‏ (بحارالأنوار ج 75، ص 37)
 
روایت از امام عسکری علیه السلام منقول است که حضرت فرمودند: 

زیاد به یاد خدا باشید، «اَکثِرُوا ذِکرَ اللهِ تَعالی»،

این ذکر(یاد) به معنای ذکر درونی است، چون در جمله بعد دارد: «و ذِکْرَ الْمَوْتِ» و مرگ نیز فراموشت نشود! چون در این عبارت ذکر به معنای ذکر درونی است.
 
ذکر در عبارت اول نیز به قرینه، به معنای یاد است، نه ذکر زبانی و این ذکر نقش سازنده دارد.

حضرت می‌فرمایند: خدا یادت نرود، مرگ هم فراموش نشود.

این دو سفارش، درونی بود؛ حضرت دو سفارش بیرونی هم فرموده‌اند:

قرآن زیاد بخوانید «وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ». تلاوت قرآن آثار بسیار زیادی دارد و از نظر معنوی، نورانیّت می‌آورد.

زیاد درود بر پیامبر بفرستید، «وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ». حضرت سفارشات قبل را بدون علّت فرمودند و فقط برای همین سفارش، علّت فرمودند:

«فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات» چون صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ده حسنه محسوب می‌شود. 


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 19 آذر 1391 - 12:34 | 1 2 3 4 5


بی تابیهای علی علیه السلام از خوف خدا

عُروة بن زبیر می گوید: 
با گروهی در مسجد رسول خدا نشسته بودیم که سخن از بدر و بیعت رضوان به میان آمد. 
ابودرداء گفت: آیا می خواهید کسی را نام ببرم که ثروتش از همگان کمتر، ولی تقوا و تلاشش در عبادت خدا بیش از همه است؟ 
گفتند:«آری. بگو.» 
گفت: امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب 

در این هنگام تمام افراد حاضر در مجلس با ناراحتی از ابودرداء رو گرداندند. ابودرداء گفت:« ای مردم، من آنچه را دیدم می گویم، و هر یک از شما آنچه را که دیده است بگوید.

من، خودم علی ابن ابی طالب را در لابه لای درختان نخل دیدم که نیمه‌های شب با صدایی حزن آلود چنین مناجات می کرد:
« خدای من، چه بسیار گناهانی که تو به دلیل شکیبایی‌ات، آنها را مایه انتقام از من قرار ندادی، و چه بسیار رسوایی‌هایی که تو از سر بزرگواری، آنها را آشکار نساختی. خدایا، اگر عمرم را مدتی طولانی در معصیت تو گذراندم و در نامه‌ی اعمالم گناهانم بزرگ است، جز آمرزش تو آرزوی دیگری ندارم و جز رضایتت به چیز دیگری امیدوار نیستم.» 

صدای علی بن ابی اطالب مرا به خود مشغول ساخت. من دنبال صدا رفتم و به علی بن ابی طالب رسیدم. بدون حرکت در گوشه ای ایستادم و دیدم علی در دل تاریک شب چند رکعت نماز گزارد.

آن گاه به دعا و گریه و مناجات مشغول شد و در ضمن مناجات هایش چنین گفت:« خدای من، به عفو تو می اندیشم و گناهانم بر من سبک می‌شود؛ و گاه مؤاخذه و مجازات هول‌انگیز تو را یاد می کنم و گناهانم بر من بزرگ و سخت می‌گردد.

آه، اگر تو در نامه‌ی اعمالم گناهی را بخوانی که من فراموش کرده ام، و تو آن را ثبت کرده‌ای. آن گاه فرمان دهی که او را بگیرید. پس وای بر اسیری که خاندانش نتواند او را رهایی بخشد و قبیله‌اش سودی برایش نداشته باشد. آه از آتشی که جگرها و کلیه‌ها را می سوزاند... 

پس آن قدر گریست که بدون حرکت افتاد. من پیش خودم گفتم از شدت شب‌زنده داری، خوابش برده، و گفتم او را برای نماز صبح بیدار می کنم. جلو رفتم و او را تکان دادم، ولی تکانی نخورد. 
گفتم:« انالله و انا الیه راجعون. علی بن ابی طالب مُرد!»

با شتاب به منزلش رفتم و خبر مرگ او را به همسرش دادم. حضرت زهرا سلام الله علیها ماجرا را پرسید و من تعریف کردم. 

او فرمود:«ای ابودرداء، به خدا سوگند این حالتی است که از ترس خدا به علی دست می‌‌دهد.» 

صبح که شد مردم به صورت علی آب زدند و علی به هوش آمد. برخاست و مرا دید که می‌گریم. فرمود:« چرا گریه می کنی؟» 
گفتم:« به خاطر کاری که تو با خودت می‌کنی.» 
فرمود:« ای ابودرداء، چه می‌گویی اگر مرا ببینی که برای حساب فرا خوانده‌اند، فرشتگان عذاب مرا گرفته‌اند و در پیشگاه خداوند جبار ایستاده‌ام، در حالی که دوستانم رهایم ساخته‌اند. در این هنگام تو بیشتر از اکنون به من رحم می‌کنی و برایم دل می‌سوزانی.» 

به خدا سوگند، این صحنه را در زندگی هیچ یک از اصحاب رسول خدا ندیدم.
بی تابیهای علی علیه السلام از خوف خدا

عُروة بن زبیر می گوید: 
با گروهی در مسجد رسول خدا نشسته بودیم که سخن از بدر و بیعت رضوان به میان آمد. 
ابودرداء گفت: آیا می خواهید کسی را نام ببرم که ثروتش از همگان کمتر، ولی تقوا و تلاشش در عبادت خدا بیش از همه است؟ 
گفتند:«آری. بگو.» 
گفت: امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب 

در این هنگام تمام افراد حاضر در مجلس با ناراحتی از ابودرداء رو گرداندند. ابودرداء گفت:« ای مردم، من آنچه را دیدم می گویم، و هر یک از شما آنچه را که دیده است بگوید.

من، خودم علی ابن ابی طالب را در لابه لای درختان نخل دیدم که نیمه‌های شب با صدایی حزن آلود چنین مناجات می کرد:
« خدای من، چه بسیار گناهانی که تو به دلیل شکیبایی‌ات، آنها را مایه انتقام از من قرار ندادی، و چه بسیار رسوایی‌هایی که تو از سر بزرگواری، آنها را آشکار نساختی. خدایا، اگر عمرم را مدتی طولانی در معصیت تو گذراندم و در نامه‌ی اعمالم گناهانم بزرگ است، جز آمرزش تو آرزوی دیگری ندارم و جز رضایتت به چیز دیگری امیدوار نیستم.» 

صدای علی بن ابی اطالب مرا به خود مشغول ساخت. من دنبال صدا رفتم و به علی بن ابی طالب رسیدم. بدون حرکت در گوشه ای ایستادم و دیدم علی در دل تاریک شب چند رکعت نماز گزارد. آن گاه به دعا و گریه و مناجات مشغول شد و در ضمن مناجات هایش چنین گفت:« خدای من، به عفو تو می اندیشم و گناهانم بر من سبک می‌شود؛ و گاه مؤاخذه و مجازات هول‌انگیز تو را یاد می کنم و گناهانم بر من بزرگ و سخت می‌گردد.
 
آه، اگر تو در نامه‌ی اعمالم گناهی را بخوانی که من فراموش کرده ام، و تو آن را ثبت کرده‌ای. آن گاه فرمان دهی که او را بگیرید. پس وای بر اسیری که خاندانش نتواند او را رهایی بخشد و قبیله‌اش سودی برایش نداشته باشد. آه از آتشی که جگرها و کلیه‌ها را می سوزاند... 

پس آن قدر گریست که بدون حرکت افتاد. من پیش خودم گفتم از شدت شب‌زنده داری، خوابش برده، و گفتم او را برای نماز صبح بیدار می کنم. جلو رفتم و او را تکان دادم، ولی تکانی نخورد. 
گفتم:« انالله و انا الیه راجعون. علی بن ابی طالب مُرد!»
 
با شتاب به منزلش رفتم و خبر مرگ او را به همسرش دادم. حضرت زهرا سلام الله علیها ماجرا را پرسید و من تعریف کردم. 

او فرمود:«ای ابودرداء، به خدا سوگند این حالتی است که از ترس خدا به علی دست می‌‌دهد.» 

صبح که شد مردم به صورت علی آب زدند و علی به هوش آمد. برخاست و مرا دید که می‌گریم. فرمود:« چرا گریه می کنی؟» 
گفتم:« به خاطر کاری که تو با خودت می‌کنی.» 
فرمود:« ای ابودرداء، چه می‌گویی اگر مرا ببینی که برای حساب فرا خوانده‌اند، فرشتگان عذاب مرا گرفته‌اند و در پیشگاه خداوند جبار ایستاده‌ام، در حالی که دوستانم رهایم ساخته‌اند. در این هنگام تو بیشتر از اکنون به من رحم می‌کنی و برایم دل می‌سوزانی.» 

به خدا سوگند، این صحنه را در زندگی هیچ یک از اصحاب رسول خدا ندیدم.


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 11 آذر 1391 - 09:18 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

نظرسنجی

آمار وبلاگ

کد های کاربر

دانلود رایگان نرم افزار طراحی و راه اندازی وب سایت