سه دستور کاربردی از امام صادق(ع) برای رسیدن به خواسته‌های دنیا و آخرت
 
آیت الله مجتبی تهرانی:
رُوِیَ عَنِ الصّادقِ علیه السَّلام: ثَلَاثَةٌ مَنْ تَمَسَّکَ بِهِنَّ نَالَ مِنَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ بُغْیَتَهُ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ وَ رَضِیَ بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ أَحْسَنَ الظَّنَّ بِاللَّه.
تحف العقول، صفحه 315 - بحارالأنوار، جلد 75، صفحه 229

امام صادق صلوات الله علیه فرمودند:
سه چیز است که هر که بدانها چنگ زند، به خواسته‏هاى دنیا و آخرت خود می رسد: 

اول: «مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ»؛ کسی که دست از گناه بردارد به امید اینکه خداوند به او لطف کند.
یکی از معانی «اعتصام بالله»، دوری گزیدن ازگناه به امید رسیدن لطف خداست.

دوم: «وَ رَضِیَ بِقَضَاءِ اللَّهِ» راضی به قضای الهی باشد.
رضایت را خشنودی معنا می کنند ولی در واقع به معنای «پسند» است.
رضایت به قضای الهی معنایش این است که آنچه را که خداوند برای او پسندیده و تدبیر کرده است، بپسندد.

سوم: «وَ أَحْسَنَ الظَّنَّ بِاللَّه» خوش گمانی به خدا داشته باشد و بد گمانی نداشته باشد. اینطور نباشد که - نعوذ بالله- در ذهنش بیاید که آنچه خدا برایش پسندیده، بد پسندیده است.

حتی امام صادق علیه السلام تعبیر به «ظن» به معنای گمان می¬کند نه یقین! می¬فرماید: "حسن ظن" به خدا داشته باشد.
خدا هیچ وقت بدی برای ما نمی¬خواهد؛ خوبی و خیر ما را می¬خواهد.

ما گاهی در مصداقِ خواسته هایمان اشتباه می کنیم.
از آنجایی که ما دنبال راحتی هستیم، خیال می کنیم راحتی با پول فراهم می شود؛ لذا از خداوند تقاضای پول می کنیم. اینجاست که ما اشتباه می کنیم.

چرا می گوییم خدایا پول بده؟ و وقتی به ما نداد، گمانمان به خدا بد می شود و با خود می گوییم: "¬خواستیم، ولی به ما نداد".
اگر به تو می داد چه بسا این برای تو راحتی نمی آورد.

امام صادق علیه السلام فرمودند:
گناه را ترک کن به امید اینکه خداوند به تو لطف کند. بعد هم آنچه که او می پسندد تو هم بپسند.
او خیر تو را می خواهد، هیچ وقت بدی تو را نمی خواهد.
پس آنچه برای تو می پسندد را بپسند و بعد از آن هم به خدا خوش گمان باش. خدا در انتخاب اشتباه نمی کند اما تو اشتباه می کنی!. 

دقّت کنید که حضرت روی طاعات دست نمی گذارد؛ بلکه روی ترک گناه تأکید می فرماید. گناه را ترک کن و امید به لطف خدا داشته باش. آن وقت هیچ گاه خدا ناامیدت نمی کند و مطلوب دنیا و آخرتت را به تو می دهد.
 
چهارشنبه 12 اسفند 1388- 16 ربیع الاول 1431. مسجد جامع بازار تهران با تلخیص
گروه اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛

برچسب‌ها : ,,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 26 آبان 1392 - 10:38 | 1 2 3 4 5

دستور امام صادق(علیه السلام) برای توبه حقیقی و ضمانت بهشت

وقتی گنهکاری نزد امام صادق(علیه السلام) آمد و گفت که می‌خواهم توبه کنم، امام فرمودند: واقعاً می‌خواهی توبه کنی یا مثل بقیه حرف می‌زنی؟!
گفت: نه، می‌خواهم واقعاً توبه کنم.
فرمود : توبه‌ای که ما می‌گوییم حاضری انجام دهی؟!
عرض کرد: بله.
فرمود: اگر این توبه‌ای که من می‌گویم، انجام دهی، به خدا قسم بهشت خدا را برای ورود تو ضامن می‌شوم. اگر آن توبه‌ای که من می‌گویم انجام بدهی، معامله‌ای بالاتر از این با تو می‌کنم، 
من توبه‌ای که به تو می‌گویم اگر عمل کنی، بهشت را ضامن می‌شوم.
عرض کرد: آقا بگویید.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «اخرُج مِما أنتَ فِیهِ» از هر چه که خدا دوست ندارد و الان در آن هستی؛ بیرون بیا، این توبه است.
حسودی! رابطه‌ات را با حسد بِبُر، متکبری! پَرِ تکبرت را قیچی کن، 

مغروری! پر غرورت را آتش بزن، ریاکاری! ریایت را بیرون بیاور و در آتش جهنم بریز، منافقی! از دو رو بودن دست بردار، در اداره کم کاری می‌کنی؟! کم کاری نکن، از شهوترانی بیرون بیا، 
چشم‌چرانی! از چشم‌چرانی بیرون بیا، هنوز هم مال حرام دوست داری، علاقه‌ات را از مال حرام قطع کن: «اخرُج مِما أنتَ فِیهِ» بیرون بیا، از جلد گناه بیرون بیا.


فکری کرد و گفت: «خَرَجتُ مِما أنا فیِهِ» بیرون آمدم، میلیونر هم بود، گوسفند داشت، شتر داشت، آسیاب داشت، مغازه داشت، ملک اجاره‌ای داشت، بیرون آمد.

ابو بصیر می‌گوید: روزی در کوفه او را دیدم که فقط یک پیراهن عربی پوشیده بود. به او گفتم کجایی؟!
گفت: دنبال یک پیراهن می‌گردم، این پیراهنی که تن من است، مال همان روزهایی است که در گناه بودم، از کوه به تنم سنگین‌تر است. گفت: یک پیراهن به او دادم، مرا دعا کرد.

گفتم: خانه‌ها، آسیاب و غیره را چه کردی؟ گفت: هیچ کدام درست نبود، پرسیدم: گوسفندها را چه کردی؟ گفت: هیچ کدام درست نبود، زن و بچه را چه کردی؟ گفت: ازدواج من با زن طاغوتی بود، از طاغوتی‌های بنی‌امیه. او حاضر نشد راه مرا قبول کند.
پرسیدم : الان بچه‌ها چه کاره هستند؟ گفت: بچه‌ها مرا دیوانه خواندند، آن‌ها هم رفتند، ما ماندیم و این پیراهن. 

چند روز او را ندیدم، سراغش را گرفتم، گفتند در خرابه ای افتاده، بالای سرش رفتم، گفتم دکتر برایت بیاورم؟
گفت : نه، دکتر مرا مریض کرده است :

در دست طبیب است علاج همه دردی
دردی که طبیبم دهد آن را چه علاج است

سرش را به دامن گرفتم، از حال رفت، بعد از چند لحظه چشمش را باز کرد و گفت: ابو بصیر، مولایم امام صادق علیه‌السلام الان به ضمانتش عمل کرد، چون پارسال به من گفته بود که بیا بیرون، من ضامن می‌شوم تا به بهشت بروی، الان ملائکه خدا در خرابه هستند، آن‌ها به من گفتند که امام صادق علیه‌السلام به ما گفته‌اند که تو اهل بهشت هستی.
بیا بیرون!

منبع :سایت برنا
نگاره: ‏دستور امام صادق(علیه السلام) برای توبه حقیقی و ضمانت بهشت

وقتی گنهکاری نزد امام صادق(علیه السلام) آمد و گفت که می‌خواهم توبه کنم، امام فرمودند: واقعاً می‌خواهی توبه کنی یا مثل بقیه حرف می‌زنی؟!
گفت: نه، می‌خواهم واقعاً توبه کنم.
فرمود : توبه‌ای که ما می‌گوییم حاضری انجام دهی؟!
عرض کرد: بله.
فرمود: اگر این توبه‌ای که من می‌گویم، انجام دهی، به خدا قسم بهشت خدا را برای ورود تو ضامن می‌شوم. اگر آن توبه‌ای که من می‌گویم انجام بدهی، معامله‌ای بالاتر از این با تو می‌کنم، 
من توبه‌ای که به تو می‌گویم اگر عمل کنی، بهشت را ضامن می‌شوم.
عرض کرد: آقا بگویید.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «اخرُج مِما أنتَ فِیهِ» از هر چه که خدا دوست ندارد و الان در آن هستی؛ بیرون بیا، این توبه است.
حسودی! رابطه‌ات را با حسد بِبُر، متکبری! پَرِ تکبرت را قیچی کن، 

مغروری! پر غرورت را آتش بزن، ریاکاری! ریایت را بیرون بیاور و در آتش جهنم بریز، منافقی! از دو رو بودن دست بردار، در اداره کم کاری می‌کنی؟! کم کاری نکن، از شهوترانی بیرون بیا، 
چشم‌چرانی! از چشم‌چرانی بیرون بیا، هنوز هم مال حرام دوست داری، علاقه‌ات را از مال حرام قطع کن: «اخرُج مِما أنتَ فِیهِ» بیرون بیا، از جلد گناه بیرون بیا.


فکری کرد و گفت: «خَرَجتُ مِما أنا فیِهِ» بیرون آمدم، میلیونر هم بود، گوسفند داشت، شتر داشت، آسیاب داشت، مغازه داشت، ملک اجاره‌ای داشت، بیرون آمد.

ابو بصیر می‌گوید: روزی در کوفه او را دیدم که فقط یک پیراهن عربی پوشیده بود. به او گفتم کجایی؟!
گفت: دنبال یک پیراهن می‌گردم، این پیراهنی که تن من است، مال همان روزهایی است که در گناه بودم، از کوه به تنم سنگین‌تر است. گفت: یک پیراهن به او دادم، مرا دعا کرد.

گفتم: خانه‌ها، آسیاب و غیره را چه کردی؟ گفت: هیچ کدام درست نبود، پرسیدم: گوسفندها را چه کردی؟ گفت: هیچ کدام درست نبود، زن و بچه را چه کردی؟ گفت: ازدواج من با زن طاغوتی بود، از طاغوتی‌های بنی‌امیه. او حاضر نشد راه مرا قبول کند.
پرسیدم : الان بچه‌ها چه کاره هستند؟ گفت: بچه‌ها مرا دیوانه خواندند، آن‌ها هم رفتند، ما ماندیم و این پیراهن. 

چند روز او را ندیدم، سراغش را گرفتم، گفتند در خرابه ای افتاده، بالای سرش رفتم، گفتم دکتر برایت بیاورم؟
گفت : نه، دکتر مرا مریض کرده است :

در دست طبیب است علاج همه دردی
دردی که طبیبم دهد آن را چه علاج است

سرش را به دامن گرفتم، از حال رفت، بعد از چند لحظه چشمش را باز کرد و گفت: ابو بصیر، مولایم امام صادق علیه‌السلام الان به ضمانتش عمل کرد، چون پارسال به من گفته بود که بیا بیرون، من ضامن می‌شوم تا به بهشت بروی، الان ملائکه خدا در خرابه هستند، آن‌ها به من گفتند که امام صادق علیه‌السلام به ما گفته‌اند که تو اهل بهشت هستی.
بیا بیرون!

منبع :سایت برنا‏


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 23 اسفند 1391 - 09:14 | 1 2 3 4 5


پای درس عرفان امام صادق(ع):

در بیان امام جعفربن محمدالصادق علیه السلام است که فرمود:
روزى رسول خدا(ص ) با حارثة بن مالك انصارى روبرو شد و از او پرسيد: حالت چطور است؟
او در پاسخ گفت: در حالى هستم كه ايمان حقيقى دارم!

این ادعای بزرگی بود؛ لذا پيامبر(ص) دلائل آن را از حارثه پرسید و فرمود: هر چيزى حقيقتى دارد، نشانه حقيقت گفتار تو چيست؟

حارثه عرض كرد: اى رسول خدا!! اشتياق به دنيا ندارم،
شب را(براى عبادت) بيدارم، روزهاى گرم را روزه مى گيرم،
و گویى عرش خدا را مى نگرم كه براى حساب، گسترده شده، و گويا بهشتيان را در بهشت مى نگرم و ناله دوزخيان را در ميان دوزخ مى شنوم!

رسول خدا فرمود:
عبد نور اللّه قلبه، ابصرت فاثبت!
(اين) بنده اى است كه خداوند، قلبش را نورانى نموده است،
بصيرت يافته ای پس در این حال محکم و استوار باش

حارثه ، عرض كرد: اى رسول خدا! از پروردگارم بخواه كه شهادت در ركابت را نصيب من بگرداند.

پيامبر برای او دعا کرد و فرمود: خدایا شهادت را به حارثه، روزى فرما،
چند روزى نگذشت كه جنگى پيش آمد، حارثه در آن جنگ شركت نمود و پس از كشتن 8 يا 9 نفر از دشمنان خدا، به فیض شهادتی که آرزوی آن را داشت؛ نائل آمد!

آری این چنین است! بصیرت یافتگان چیزهائی می بینند که ما از دیدن آنها ناتوانیم.
آنان چنان چشمان تیز بینی پیدا کرده اند که ورای این تاریکخانه مادیات را می بینند، همانگونه که علی ابن ابیطالب علیه السلام در خطبه همام آنان را توصیف فرموده که:

رابطه آنان با بهشت اینگونه است که گوئی هم اکنون بهشتیان را غرق در نعمت های بهشتی می بینند! و دوزخیان را در حال چشیدن درد و رنج های جهنم به تماشا نشسته اند!

از پروردگارمهربانمان بخواهیم؛ چنین بصیرتی به ما عنایت فرماید. انشاالله. التماس دعا. 


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 11 بهمن 1391 - 01:17 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

نظرسنجی

آمار وبلاگ

کد های کاربر

دانلود رایگان نرم افزار طراحی و راه اندازی وب سایت