فرق ايمان قلبى و زبانى در بیان حضرت روح الله(ره)
دسته بندی :
فرق ايمان قلبى و زبانى
در بیان حضرت روح الله(ره)
ممكن است عقل شما به برهان، چيزى را إدراك كند، ولى قلب، تسليم نشده باشد...
مثلاً شما به عقل خود إدراك كرديد كه مرده نمى تواند به كسى ضرر بزند، و تمام مرده هاى عالم به قدر يك مگس، حس و حركت ندارند.... ولى چون اين مطلب را قلب قبول نكرده و تسليم عقل نشده، شما نمى توانيد با مرده، شب تاريك بسر بريد.
ولى اگر قلب، تسليم عقل شد و اين حكم را از او قبول كرد، هيچ اين كار براى شما اشكالى ندارد.
چنانچه بعد از چند مرتبه اقدام ، قلب تسليم شده، ديگر باكى از مرده نمى كند.
پس معلوم شد كه تسليم ، كه خَطِّ قلب است ، غير از علم است كه حظِّ عقل است. (چهل حديث ، ص 30، 29.)
همه داد، از توحيد مى زنيم و حق تعالى را
مقلب القلوب والابصار مى خوانيم؛
و الخير كله بيده و الشر ليس اليه مى سرائيم
ولى باز در صدد جلب قلوب بندگان خدا هستيم ، و دائماً خيرات را از دست ديگران تمنّا داريم،
اينها نيست جز اين كه اينها، يا حقايق عقليه اى است كه قلب از آن بى خبر است و يا لقلقه هاى لسانى است كه به مرتبه ذكر حقيقى نرسيده. (شرح حديث جنود عقل و جهل ، ص 90)
بيچاره انسان غافل! در امور زايله دنيا.... اين قدر اهميت مى دهد، و با كمال جدّ و جهد در جمع و تحصيل آن مى كوشد...
ولى براى تحصيل ايمان - كه كفيل سعادت ابدى او است - اينقدر سست و افسرده است كه با اينهمه مواعظ انبيا و اولياء و اينهمه كتابهاى آسمانى ، باز از سستى و سهل انگارى دست نكشيده ، و به فكر روزگار مصيبت و ذلّت و زحمت خود نيفتاده . (شرح حديث جنود عقل و جهل، ص108)
ايمان فقط اين نيست كه ما اعتقاد داشته باشيم كه خدايى هست و پيغمبرى هست و چه ، نه ، ايمان يك مساله اى بالاتر از اين است.
اين معانى را كه انسان ادراك كرده به عقلش ، بايد با مجاهدات به قلبش برساند كه قلبش آگاه بشود، بيابد مطلب را.
خيلى چيزهاست كه انسان به برهان مى داند كه فلان قضيه فلان طور است يا فلان طور نيست، لكن چون ايمان نيامده است ، تاثير نمى كند،
ايمان عبارت از اين است كه آن مسائلى را كه شما با عقلتان ادراك كرده ايد آن مسائل را قلبتان هم به آن آگاه بشود، باورش بيايد، اين محتاج به يك مجاهده اى است تا به قلب شما بفهميد (صحيفه نور، ج 11، ص 81 و 82.)
در بیان حضرت روح الله(ره)
ممكن است عقل شما به برهان، چيزى را إدراك كند، ولى قلب، تسليم نشده باشد...
مثلاً شما به عقل خود إدراك كرديد كه مرده نمى تواند به كسى ضرر بزند، و تمام مرده هاى عالم به قدر يك مگس، حس و حركت ندارند.... ولى چون اين مطلب را قلب قبول نكرده و تسليم عقل نشده، شما نمى توانيد با مرده، شب تاريك بسر بريد.
ولى اگر قلب، تسليم عقل شد و اين حكم را از او قبول كرد، هيچ اين كار براى شما اشكالى ندارد.
چنانچه بعد از چند مرتبه اقدام ، قلب تسليم شده، ديگر باكى از مرده نمى كند.
پس معلوم شد كه تسليم ، كه خَطِّ قلب است ، غير از علم است كه حظِّ عقل است. (چهل حديث ، ص 30، 29.)
همه داد، از توحيد مى زنيم و حق تعالى را
مقلب القلوب والابصار مى خوانيم؛
و الخير كله بيده و الشر ليس اليه مى سرائيم
ولى باز در صدد جلب قلوب بندگان خدا هستيم ، و دائماً خيرات را از دست ديگران تمنّا داريم،
اينها نيست جز اين كه اينها، يا حقايق عقليه اى است كه قلب از آن بى خبر است و يا لقلقه هاى لسانى است كه به مرتبه ذكر حقيقى نرسيده. (شرح حديث جنود عقل و جهل ، ص 90)
بيچاره انسان غافل! در امور زايله دنيا.... اين قدر اهميت مى دهد، و با كمال جدّ و جهد در جمع و تحصيل آن مى كوشد...
ولى براى تحصيل ايمان - كه كفيل سعادت ابدى او است - اينقدر سست و افسرده است كه با اينهمه مواعظ انبيا و اولياء و اينهمه كتابهاى آسمانى ، باز از سستى و سهل انگارى دست نكشيده ، و به فكر روزگار مصيبت و ذلّت و زحمت خود نيفتاده . (شرح حديث جنود عقل و جهل، ص108)
ايمان فقط اين نيست كه ما اعتقاد داشته باشيم كه خدايى هست و پيغمبرى هست و چه ، نه ، ايمان يك مساله اى بالاتر از اين است.
اين معانى را كه انسان ادراك كرده به عقلش ، بايد با مجاهدات به قلبش برساند كه قلبش آگاه بشود، بيابد مطلب را.
خيلى چيزهاست كه انسان به برهان مى داند كه فلان قضيه فلان طور است يا فلان طور نيست، لكن چون ايمان نيامده است ، تاثير نمى كند،
ايمان عبارت از اين است كه آن مسائلى را كه شما با عقلتان ادراك كرده ايد آن مسائل را قلبتان هم به آن آگاه بشود، باورش بيايد، اين محتاج به يك مجاهده اى است تا به قلب شما بفهميد (صحيفه نور، ج 11، ص 81 و 82.)
برچسبها : فرق ايمان قلبى و زبانى در بیان حضرت روح اللهره

