تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




اخلاق و عرفان، اوج نیاز - اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری! s


اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری!


وقتی اون روز تو باغ همه ی خانومها رو جو گرفته بود و جلوی همه قهقهه می زدن و شوهراشون هم بی خیال نشسته بودن و تماشا می کردن وقتی منو هم به جمعشون دعوت کردن؛

آروم تو گوشم گفتی: 

«مواظب وقار و متانتت باش عزیزم»

اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

..................

وقتی حواسم نبود و کمی روسری ام لیز خورده بود و موهام دیده می شد با لبخند گفتی: 

«موهات بیرونه ها خانومی!» 

درحالی که موهام رو قایم می کردم نگاهی به زنهای اطرافم تو خیابون انداختم. شرم آور بود.

شوهراشون چه بی خیال... 

اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

..................

وقتی درعین حال که منو به فعالیت اجتماعی و درس خوندن و فعالیت در دانشگاه تشویق می کردی؛ هرازچندگاهی یادآوری می کردی که: 

«غرور زن در مقابل مردان غریبه بجا و خوبه»

اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

..................

وقتی اون روز آقای .... همسایمون اومده بود دم در. چادر سر کردم و رفتم قبض ها رو ازش گرفتم
برگشتم دیدم با لبخند بهم خیره شدی گفتی: 

«خوشم اومد چه مردونه برخورد کردی, بدون عشوه و طنازی»

اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

..................

وقتی اون روز تو مجلس عروسی یهو همه رو جو گرفت و زن و مرد قاطی شدن و... مردهای دیگه با چه لذتی به تماشا نشسته بودن. 

تو مثل برق از جا پریدی و زدی بیرون. پشت سرت اومدم . گفتی: 

«متشکرم که اونجا نموندی»

اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

تالار گفتگوی بیداری اندیشه



برچسب‌ها : ,,,,,,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 22 فروردین 1391 - 05:58 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

نظرسنجی

آمار وبلاگ

کد های کاربر

دانلود رایگان نرم افزار طراحی و راه اندازی وب سایت