راهكار فهم حقايق قرآني در سلوك عارفان 

آيت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي:
(بدان اي عزيز سالك!) هر گناهي، ظلمت و زنگاري در دل از خود به جاي مي گذارد كه وجود آن، با فهم حقايق قرآني منافات دارد
و براي بعضي از آنها، اثر فوق العاده اي است كه دل را به يكباره تاريك مي گرداند و ديده باطن را كور مي سازد
به گونه اي كه هر چه نور خورشيد قرآن، بر اعيان حقايق معقولات بتابد، او از ديدن آنها عاجز خواهد بود،
همچنان كه اگر ديده ظاهر، كور شد، نور خورشيد در ديدن صورت هاي محسوسات بي فايده خواهد بود...
هرگاه بنده:
- خود را از موانعي كه بر سر راه فهميدن حقايق قرآني است، خالي نمود
- و قلبش خاضع گشت
- و از غير، دل را فارغ ساخت
- و در مكان خلوتي به قرائت قرآن پرداخت،
انوار قرآني بر او پرتو خواهند افكند.

اسرارالصلوه ، ص 328


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 7 اردیبهشت 1393 - 08:09 | 1 2 3 4 5
 
راهكارهاي عبادي قرب الهي در سلوك عارفان

مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي(ره) چند دستورالعمل عبادي را براي رسيدن به قرب الهي و نيز نجات از دسيسه هاي شيطاني توصيه كرده اند.
اين عارف پارسا به قرائت ذكر يونسيه، سوره قدر و اهتمام به بهره مندي از روز جمعه را در رسيدن به قرب الهي مؤثر دانسته اند.

روز جمعه گر چه تمام ساعت و لحظه هاي آن شريف و گرانبها و نوراني است، ولي در اين روز ساعتي هست كه از همه ساعات اين روز افضل و برتر است و دعا در آن ساعت مورد قبول واقع مي شود و بنابر آنچه از اخبار به دست مي آيد و از بعضي از بزرگاني كه در اين گونه موارد مورد وثوق اينجانب بوده اند به من رسيده، آخرين ساعات روز جمعه كه وقت خواندن دعاي سمات است مي باشد.

از يكي مشايخ بزرگوار خود كه حكيم عارف و معلم خبير و طبيب كاملي بسان او نديده ام، سؤال كردم كدامين عمل از اعمال جوارح را شما در تأثر قلب كارسازتر يافته ايد، فرمود:
سجده طولاني در شب كه يك ساعت و يا لااقل سه ربع ساعت به درازا كشد و در آن گفته شود: «لااله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين»

صد مرتبه قرائت سوره قدر در شب و عصر جمعه....


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 5 فروردین 1393 - 02:26 | 1 2 3 4 5
توبه اهل قرب در سلوك عارفان 

آيه الله ميرزا جواد ملكي تبريزي
(بدان اي طالب كمال!) احدي نيست كه نياز به توبه نداشته باشد، حتي انبياء!
.... براي آنها(انبیاء) احوالات مختلفي است كه بعضي فوق بعضي ديگر است
و رجوع و بازگشت از مرتبه پايين تر به مرتبه بالاتر، «توبه» مي باشد،

و تو اگر در معناي توبه و چگونگي آفرينش بندگان و ترقي آنها تامل كني، علت احتياج و نياز همگان را به توبه، درخواهي يافت،

زيرا توبه عبارت از رجوع و بازگشت از حال پست تر و پايين تر، به مرتبه عالي تر و برتر از آن است

و در عالم وجود، جز ذات ذوالجلال، كه غني بالذات است، موجودي يافت نمي شود كه از هر جهت كامل بوده و نيازي به ترقي و تكامل نداشته باشد.

 .... توبه اهل قرب، توبه از هر چيزي است كه آنها را از حق بازداشته و به خود مشغول سازد،
 
.... لذت وصال آنگاه كامل مي شود كه غير خدا فراموش گردد.... 

اسرار الصلوه ، ص46
 

برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 3 آذر 1392 - 10:11 | 1 2 3 4 5

مصاديق هجرت در سلوك عارفان (سلوك عارفانه) 

آيه ا... شيخ مجتبي تهراني(ره):

(بدان اي سالك طريق حق!) اگر در جايي عده اي دارند شرب خمر مي كنند، آنجا نشستن حرام است.
... همين كه ديگري دارد در آنجا معصيت مي كند، تو نبايد آنجا بنشيني.
همين برخاستن از مجلس معصيت، هجرت است.
در فقه مصاديق زيادي داريم.

مثلا «خلوت با اجنبيه» و مصاديق ديگري از اين قبيل كه همه اينها هجرت است...
يك وقت خيال نكنيد كه هجرت يعني فرار را بر قرار ترجيح دادن!
نخير، هجرت در آن مرحله اي است كه نتواني محيط را عوض كني، آنجا كه نتوانستي محيط آلوده را پاك كني بايد هجرت كني.

گاهي اوقات هم بعضي افراد سكوت مي كنند.

يعني عملا با سكوت خود، پاي منكر را امضا مي كنند. آنها هم در جهنم هستند.


سكوت در مقابل گردن كشي و عصيان و منكري كه مي توان جلوي آن را گرفت، جايز نيست.


روايتي از پيغمبر اكرم(ص) است. حضرت فرمود: اگر كسي براي حفظ دينش يعني براي حفظ آن حركت دروني و هجرت كبرايي كه انجام داده، هجرت صغري كند و از محلي به محلي ديگر منتقل شود، هرچند اين نقل مكان به اندازه يك وجب از زمين باشد، بهشت براي او واجب مي شود.
(بحار الانوار، ج 19، ص 31) 


سلوك عاشورايي، منزل سوم، ص 06



برچسب‌ها : ,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 16 مهر 1392 - 09:47 | 1 2 3 4 5
 
هجرت و مراتب آن در سلوك عارفان
«هجرت عام» و «هجرت خاص»:
هجرت عام نسبت به جميع موجودات عالم است و اختصاص به انسان ندارد.
تمام ذرات اين عالم به يك معنا مهاجر الي الله هستند.
تمام اينها حركت دارند و كوچ مي كنند و مسافر هستند و مقصد هم اوست.
فقط فرق در اين است كه هجرت خاص انسان، اختياري است و ارادي؛

ولي هجرت عام، غيراختياري و غيرارادي است.
به تعبير قرآن كه در باب سجده عام همه موجودات براي خدا مي فرمايد:
«ولله يسجد من في السموات والارض طوعا و كرها»(رعد-15)
اين حركت و كوچ هم يا «طوعي» است و يا «كرهي» كه در باب هجرت عام، «كرهي» است.
هجرت ارادي و اختياري انسان در جميع ابعاد وجودي اش صورت مي گيرد،
در ابعاد عقلي، قلبي و نفسي و اعضاي جوارحي اش.

انسان مهاجر كه هجرت الي الله تعالي دارد، هجرتش داراي مراتب و درجات است.
مقامات معنويه اي را كه براي سير انسان مطرح مي كنند، همان هجرت از مقامي به مقام ديگر است.

يعني اين مسافر از منزلي به منزل ديگر كوچ مي كند.
مثلا از منزل «يقظه» شروع مي كند و به منزل «توحيد» مي رسد.
تمام اين مقامات، منازل بين راهند و آنچه كه براي انسان سازنده است، يعني انسان را به كمال وجودي اش مي رساند، همين هجرت ها و مسافرت ها است.

سلوك عاشورايي، آيت الله شيخ مجتبي تهراني، منزل سوم، ص 137

برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 8 مهر 1392 - 11:10 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

نظرسنجی

آمار وبلاگ

کد های کاربر

دانلود رایگان نرم افزار طراحی و راه اندازی وب سایت