مصاديق هجرت در سلوك عارفان (سلوك عارفانه) 

آيه ا... شيخ مجتبي تهراني(ره):

(بدان اي سالك طريق حق!) اگر در جايي عده اي دارند شرب خمر مي كنند، آنجا نشستن حرام است.
... همين كه ديگري دارد در آنجا معصيت مي كند، تو نبايد آنجا بنشيني.
همين برخاستن از مجلس معصيت، هجرت است.
در فقه مصاديق زيادي داريم.

مثلا «خلوت با اجنبيه» و مصاديق ديگري از اين قبيل كه همه اينها هجرت است...
يك وقت خيال نكنيد كه هجرت يعني فرار را بر قرار ترجيح دادن!
نخير، هجرت در آن مرحله اي است كه نتواني محيط را عوض كني، آنجا كه نتوانستي محيط آلوده را پاك كني بايد هجرت كني.

گاهي اوقات هم بعضي افراد سكوت مي كنند.

يعني عملا با سكوت خود، پاي منكر را امضا مي كنند. آنها هم در جهنم هستند.


سكوت در مقابل گردن كشي و عصيان و منكري كه مي توان جلوي آن را گرفت، جايز نيست.


روايتي از پيغمبر اكرم(ص) است. حضرت فرمود: اگر كسي براي حفظ دينش يعني براي حفظ آن حركت دروني و هجرت كبرايي كه انجام داده، هجرت صغري كند و از محلي به محلي ديگر منتقل شود، هرچند اين نقل مكان به اندازه يك وجب از زمين باشد، بهشت براي او واجب مي شود.
(بحار الانوار، ج 19، ص 31) 


سلوك عاشورايي، منزل سوم، ص 06



برچسب‌ها : ,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 16 مهر 1392 - 09:47 | 1 2 3 4 5


سلوك عارفانه 

ضرورت اصلاح زبان سالك

آیت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي:

(عزيز سالك بايد) در همه خيرات جديت (و كوشش) داشته باشد و مخصوصا اهتمامي در تاديب زبان مباركش نمايد كه هيچ يك از اعضا به درجه آن «لازم الرعايه و صعب التاديب و العلاج» (مراقبتش لازم و تاديب و درمانش مشكل) نيست....

(زبان می تواند) به دو كلمه، گوينده را از «اعلي درجه عليين» به «اسفل الدركات» و از «اسفل الدركات» به «اعلي عليين» مي برد.

به يك كلمه ناسزا كه مي گويد، خود را كافر و نجس و به عذاب خالد(و دائم) مبتلا مي كند.

... به يك كلمه، چند گناه كبيره از قبيل افترا و غيبت و شماتت مومن و قتل هزاران نفوس از اوليا، و ريا و كبر و ... و غير اين ها ممكن است مرتكب شود!

و عمل زبان ابدا مونه و زحمتي ندارد و مخصوصا آفاتش خيلي باريك و دقيق و تشخيص آنها براي بزرگان، محل اعتنا و تامل است.

اين است كه روايت شده است كه «حضرت سيد انبياء محمد(ص) ... فرمودند: «هركس زبانش را اصلاح نمايد، به تمام قرآن عمل كرده است!»

اين فقره در پيش علماي اخلاق از كلمات معجز نشان حضرت محسوب مي شود. رساله لقاءا...، ، ص 116


برچسب‌ها : ,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 12 اردیبهشت 1392 - 07:31 | 1 2 3 4 5

منشأ خوف سالك (سلوك عارفانه)
 
(بدان اي عزيز سالك!) اصل و ريشه خوف، ايمان به خدا و روز قيامت و ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ است، خواه اين ايمان از روي تقليد و به مجرد شنيدن براي انسان پيدا شده باشد، يا از روي تحقيق و برهان و يا كشف و مشاهده.

اما خوف و ترسي كه برخاسته از ايمان تقليدي است، شبيه ترس كودك از مار است، زيرا او چون از مادرش شنيده كه مار، انسان را مي گزد و مي كشد و پدر و مادرش را ديده كه از مار مي گريزند و از ديدنش وحشت مي كنند. اين ترس براي او حاصل شده و تقويت مي شود،

(اما) خوفي كه برخاسته از ايمان تحقيقي باشد، شبيه خوف عقلا از آنچه كه عقل حكم به ضرر و موجب هلاكت بودن آن مي كند مي باشد.

و هر چه مبادي و اصول اين ترس، به حس نزديك تر باشد و انسان بيشتر به ياد او و به فكرش باشد، اين خوف بيشتر مي شود.

و خوفي كه ناشي از كشف و شهود باشد، آن خوفي است كه جميع فضايل خوف را دربردارد و هر شهوت و غضبي را كه در دل او باشد مي سوزاند و همه چيز را از ياد مي برد و براي مومن هم و غمي جز آنچه كه از آن مي ترسد و نجات و خلاصي از آن (را به دنبال دارد) باقي نمي ماند.

و براي اين مرتبه از خوف هم باز مراتبي است و آن كس كه مثلا آتش جهنم را شهود نموده خوفش به اندازه كسي كه عذاب بعد و حجاب از لقاي پروردگار را شهود نموده نخواهد بود.

اسرار الصلوه ، ميرزا جواد ملكي تبريزي، ص224


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 13 آذر 1391 - 08:38 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

نظرسنجی

آمار وبلاگ

کد های کاربر

دانلود رایگان نرم افزار طراحی و راه اندازی وب سایت