نشانه های دهگانه کامل بودن عقل انسان

حضرت علي بن موسي الرضا(ع) مي فرمايد:
عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد:
1- از او اميد خير باشد.
2- از بدي او در امان باشند.
3- خير اندك ديگري را بسيار شمارد.
4- خير بسيار خود را اندك شمارد.

5- هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود.
6-در عمر خود از دانش طلبي خسته نشود.
7- فقر در راه خدايش، از توانگري محبوبتر باشد.
8- خواري در راه خدايش، از عزت داشتن در همراهی با دشمن او، برایش محبوبتر باشد.

9- گمنامي را از پرنامي خواهانتر باشد.
10- سپس فرمود: دهمي چيست دهمي؟!!!
به او گفته شد: چيست؟
فرمود: احدي را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزكارتر است.

لا يتم عقل امرء مسلم حتي تكون فيه عشر خصال: الخير منه مامول و الشر منه مامون. يستكثر قليل الخير من غيره، و يستقل كثير الخير من نفسه. لايسام من طلب الحوائج اليه، ولا يمل من طلب العلم طول دهره. الفقر في الله احب اليه من الغني و الذل في الله احب اليه من العز في عدوه. و الخمول اشهي اليه من الشهره. ثم قال(ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هي؟ قال(ع): لايري احدا الا قال: هو خير مني و اتقي؛ (تحف العقول، .443)


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 15 اسفند 1393 - 08:17 | 1 2 3 4 5

نشانه مومن حقیقی

دسته بندی :
 
نشانه مومن حقیقی

آیت الله شیخ مجتبی تهرانی(ره):
رُوِيَ عَن الصّادِقِ عَلَيهِ السَّلامُ قالَ:لاتَکُونُ مُؤمِناً حَتّي تَکُونَ خَائِفاً رَاجِياً وَ لاتَکُونُ خَائِفاً رَاجِياً حَتّي تَکُونَ عامِلاً لِما تَخافُ وَ تَرجُو [بحار الانوار، جلد 75، صفحه 253]

 حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
مؤمن نيستيد، مگر اينکه خوف و رجاء داشته باشيد
و خوف و رجاء نداريد، مگر اينکه به آنچه از آن مي -ترسيد يا به آن اميدوار هستيد، عمل کنيد.

شرح حدیث: در باب اينکه حقيقت ايمان چيست، روايات زيادي هست. امّا اين روايت مؤمن حقيقي را مطرح مي ¬نمايد که دو نشانه دارد.

اگر اين دو نشانه در او نباشد، بداند مؤمن نيست.
اوّل خوف به معناي بيم،
و دوّم رجا به معناي اميد.

اگر فقط بيم باشد و اميد نباشد و يا فقط اميد باشد ولي بيم نباشد، انسان بداند که حقيقت ايمان در او نيست.

خوف و رجاء دو صفت دروني و جوانحي مي‌¬باشد،
يعني انسان در قلب خود خوف و رجاء داشته باشد. 

حالا اين سؤال مطرح مي¬ شود:
بيم از چه کسی؟
و اميد به چه چيزي؟

خوف، بيم و ترس از کيفر
و امید به پاداش و ثواب الهی.
این دو امر درونی باید در اعمال بیرونی انسان آشکار شود؛

به این معنا که انسانی که از کیفر و عذاب الهي یعنی جهنم مي ¬ترسد آنچه را خداوند حرام کرده است انجام نمي ¬دهد که ترک واجبات و انجام گناه و معصيت و محرّمات است.

از طرف ديگر، اميد به پاداش، ثواب و بهشت خداوند دارد؛
به اين معنا که اوامر الهي و واجبات را انجام مي¬ دهد.

البته انسان مؤمن بعد از ترک حرام و انجام واجبات به مرتبه و درجه بالاتر، يعني ترک مکروهات و حتّي شبهات و انجام مستحبّات مي¬‌رسد.

انسان اگر به اعمال خود نگاه کند، بدون هيچ پيچيدگي و به راحتي مي ¬تواند بفهمد که حقيقتاً مؤمن است يا اينکه اسم مؤمن روي خود گذاشته است.
 پایگاه اطلاع رسانی آیت الله شیخ مجتبی تهرانی(ره)
 


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 8 بهمن 1392 - 10:37 | 1 2 3 4 5
در محضر حاج آقا مجتبي تهراني:

نشانه هاي هجرت حقيقي سالك 
(بدان اي سالك الي الله!) همه كساني كه مدعي دين داري هستند، خودشان را «مهاجر الي الله» (سالك الي الله) مي دانند و مي گويند ما متدين هستيم.
اما دين داري آثاري دارد.
هجرت داراي نشانه و آثاري است كه انسان مي تواند با اين آثار خودش را شناسايي كند كه آيا واقعاً متدين و مهاجر و مسافر الي الله هست يا خير.
با اين نشانه ها مي تواند خودش را بشناسد كه آيا جزء «و من يخرج من بيته مهاجراً الي الله» هست يا خير.

اولين و ساده ترين نشانه هجرت و دين داري حقيقي اين است كه انسان ببيند آيا مي تواند براي خدا از امور مادي دنيوي صرف نظر كند يا نه.
اين آسان ترين نشانه است!

دومين نشانه هجرت و دين داري حقيقي، از خود گذشتن است.
پس اول مال، دوم جان!
در آيه شريفه72 سوره انفال: «ان الذين امنوا و هاجروا و جاهدوا باموالهم و انفسهم في سبيل الله»
اول «اموال» را مطرح مي كند كه چشم پوشي از آن آسان تر است و بعد «انفس» را مطرح مي كند.

چنان چه بخواهيم ببينيم كه آيا دين داريم يا نداريم اول بايد از مالمان در راه خدا بگذريم،
اگر ديديم كه مي توانيم از مال بگذريم و اموال را فداي دين كنيم، حالا مي رويم سراغ جانمان.
اينجا بايد ببينيم آيا مي توانيم از جانمان بگذريم يا خير؟! ...
هر كس كه ادعاي دين داري مي كند، مي تواند خودش را اين گونه محك بزند و مورد آزمایش قرار دهد.
سلوك عاشورايي، ، منزل سوم، ص129


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 21 مرداد 1392 - 05:48 | 1 2 3 4 5

نشانه های انسان عاقل و احمق در بیان علی(ع)

نشانه اول:
لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه:

آدم عاقل اول فكر میكند و بعد حرف مى‏زند و آدم احمق برعكس آن است
به تعبیر امیرالمومنین، زبان عاقل پشت سر دلش است، اول دلش فكر مى‏كند، مى‏اندیشد و بعد زبانش به حركت در مى‏آید، ولى كار احمق برعكس است، دلش و قلبش و فكرش پشت سر زبانش قرار دارد. 

نشانه دوم:
و من نظر فى عیوب النّاس فأنكرها، ثم رضیها لنفسه فذلك الأحمق بعینه

كسى كه به عیوب مردم نگاه كند و آنها را نپسندد ولى خودش آن عیب‏ها را داشته باشد و هر صفت بدى را كه بر كسى ببیند، ایراد بگیرد، ولى خودش آن صفت را داشته باشد، او احمق است. 

نشانه سوم:
فانّ العاقل یتّعظ بالاداب و البهائم لا تتّعظ الّا بالضّرب

انسان عاقل با موعظه و نصیحت به راه مى‏آید و آن چهارپایان هستند كه باید با كتک خوردن به راه بیایند. 

نشانه چهارم:
و ایّاك و الاتّكال على المنى فانّها بضائع النّوكى

پسر جان، بپرهیز از این كه تكیه كنى بر آرزوهاى پوچ و خیال‏هاى بى‏اساس كه تكیه‏كردن بر آرزوها؛ سرمایه احمقان است. 

كسى كه مى‏خواهد مال و ثروتى را به دست بیاورد، راهش كسب و تجارت و زراعت و فلاحت است اگر او در خانه بنشیند به فكر این كه روزى گنجى پیدا كند، این، تكیه كردن بر آرزویى پوچ است.
كسى كه مى‏خواهد دانشمند بشود. راهش، رفتن به مدرسه و تحصیل و مطالعه است. اگر خیال كند كه ممكن است یك روزى خدا بخواهد و من دانشمند بشوم، این، تكیه كردن بر آرزوهاى پوچ است، اگر جنگى بر مردم تحمیل شود راه پیروزى در آن، فداكارى است و....
 تالار گفتگوی بیداری اندیشه


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 25 بهمن 1391 - 10:17 | 1 2 3 4 5


نگاهی گذرا به جمال زییای پیامبر اعظم(ص) (2)


زندگی ساده پیامبر عزیز اسلام، به تمام مدعيان رهبری، ثابت کرد که يک رهبر الهی با استفاده از کمترين امکانات مادی و بدون تجملات و تشريفات می تواند بهترين و بانفوذترين رهبری و هدايت را داشته باشد.

آن وجود مقدس به خانواده خود نيز فهمانده بود که منظور از مسئوليتها و مديريت در اسلام برخورداری خود و اطرافيان از نعمتهای دنيوی نيست بلکه هدف، خدمت به مردم است.

و اگر کسی گرفتار دنيا شد، ديگر نمی تواند در مسير معنويت و در مسند رهبری مردم موفق باشد.

زندگی مختصر حضرت و همراهی عملی ايشان با فقرا، تحمل اين وضعيت را بر آنان آسان می نمود.

علاوه بر اينکه ايشان دائما درصدد کمک به قشر محروم جامعه و کم کردن فاصله ها بودند.

پیامبر(ص) برای شاد کردن دل مومنان تلاش فراوانی داشت؛ حتی بدون اينکه دروغی گفته باشند، با کلمات مناسب افراد را می خندانيدند و خوشحال می کردند.

نظافت لباس و بدن ، مسواک زدن ، معطر نمودن خود ، شانه زدن به موی سر و صورت و امثال آن از سيره آن حضرت است.


برچسب‌ها : ,,,,,,,,,,,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 27 خرداد 1391 - 09:34 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

نظرسنجی

آمار وبلاگ

کد های کاربر

دانلود رایگان نرم افزار طراحی و راه اندازی وب سایت