درسی عرفانی در نیایشی از امام زین العابدین(ع):

مراقبت قلبی، مراقبت زبانی
رُوِيَ عَن عَليِّ‌بنِ الحُسَينِ عَليهِماالسّلام قالَ في مُناجاتِه:
اللهُمَّ لَكَ قَلبي وَ لِسانِي وَ بِكَ نَجاتِي وَ اَمانِي وَ اَنتَ العالِمُ بِسِّري وَ اِعلاِني فَاَمِت قَلبي عَنِ‌البَغضاءِ وَ اَصمِت لِسانِي عَنِ‌الفَحشاءِ وَ اَخلِص سَريرَتي عَن عَلائِقِ الأَهواءِ
بحار الانوار، جلد 91، صفحه 156

خدايا! قلب و زبان من از آن توست و نجات و امنيّت من به دست توست و تو دانا به درون و بيرون من هستي، پس قلب مرا از اينكه با تو به دشمني بپردازد بميران و زبان مرا از گفتن حرف زشت ببند و يا بسته بدار و درون مرا از پيوندهاي هواهاي نفساني خالص و پاكيزه كن.

آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی(ره):
شرح روایت: حضرت مي فرمايد قلب و زبان من از آن توست. مگر بقيه اعضاء و جوارح مال خداوند نيست؟ 
زيرا پندار و گفتار است كه انسان را بهشتي و يا نعوذبالله جهنّمي مي¬ كند و دل و زبان، اختيار بسياري از اعضاي بدن را دارند و اثر مي گذارند.

نجات و امنيّت، يعني حفظ انسان از بلا و حوادث دنيوي و اخروي كه فقط به دست خداوند است و پول، مقام، شهرت و تمامي نيروهايي كه در دنيا هستند اگر خداوند نخواهد، نمي-توانند انسان را از بلايي حفظ كند و در روز قيامت هم تمام موجودات اگر بخواهند به انساني از آتش و عذاب الهي امان دهند نمي توانند، مگر اينكه خداوند بخواهد.

پس خدايا! تو به نهان و آشكار آگاه هستي و حتي از خود من به ظاهر و باطن من عالم¬تر و آگاه تر مي باشي. پس بميران دل مرا که نكند با گناه و معصيت برخلاف اوامرت عمل كند و با تو به دشمني برخيزد. و لال و خاموش كن زبان مرا كه نكند آن چه را تو نمي خواهي و نمي‌ پسندي مانند غيبت، دروغ، فحش، تهمت، شماتت، آبروريزي، تكبّر و... ازاو صادر شود.

انسان براي خالص و پاكيزه شدن درون از پيوندهاي نفساني دو حالت مراقبت بايد داشته باشد كه نجات بخش اوست؛ مراقبت قلبي و مراقبت زباني. كه آن با انجام اعمال صالح و دوري و اجتناب ازگناهان و با توفيق و امداد و عنايت خداوند به دست مي آيد؛ زيرا توان انجام هر عملي باز به دست خداوند است.

درمناجات شعبانيّه آمده است: خدايا! تو را به حقّ خودت سوگند، كه مرا به جايگاه اهل اطاعت خود ملحق كني و به پايگاه صالح خرسندي خويش برساني.
همانا كه من توانايي دفاع از خويشتن ندارم و مالك سودي براي خود نيستم.

پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی(ره)



برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 14 مهر 1393 - 10:56 | 1 2 3 4 5
خودآگاهی عرفانی، انگیزه سلوک اخلاقی

حرکت اخلاقی جبری و تحمیلی نیست.
عوامل بیرونی آن را پدید نمی آورد؛ از درون می جوشد و در پرتو شرائط خارجی رشد می کند و سرعت می گیرد.
گام های روح است در مسیر فلاح و فضیلت
دگرگونی دلهاست نه طی مسافت.
تکاپوی ضمیراست نه پیمودن زمین.

این حرکت برخاسته از نوعی آگاهی و آرزو است که ما دراین مقال نام خودآگاهی عرفانی را برای آن برگزیده ایم و همین حقیقت را انگیزه سلوک اخلاقی می شناسیم.
 
این خودآگاهی عطشی است که وقتی در جگرافتد تلاشی بی امان پدید می آورد. و آتشی که وقتی در خرمن «من» درگیرد؛ جز «او» چیزی باقی نمی گذارد.
خودآگاهی عرفانی آگاهی به خوداست در رابطه با ذات حق
دردی درونی است که از نیاز شکوه می کند و دردمند را به درمان فرا می خواند.
 
این خودآگاهی تازیانه نفس است که کاروان فضیلت را در مسلک عبادت به پیش می برد.
بندها را می گسلد.
آرزوها می آفریند.
شورها می زاید.
و شعله ها در جان می زند.
 
این خودآگاهی حلقه پیوند خود و خداست.
از سویی فقر و نیاز و عجز و جهل انسان را نشان می دهد.
واز دیگرسو لطف و غنا و قدرت و علم ازلی را ترسیم می کند.
 
خودآگاهی عرفانی همان نوای سوزناکی است که در نی بریده از نیستان ناله می کند!
و همان شعور ناآگاهی است که هنر و صنعت را می آفریند.
بشر با هنر می خواهد آنچه را طبیعت ندارد به آن ببخشد.
و با صنعت سعی می کند هر چه بیشتراز دارائی های طبیعت برخوردار شود. 

مجلات – حوزه – شماره 14



برچسب‌ها : ,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 23 تیر 1392 - 09:58 | 1 2 3 4 5
ریاضت شرعی در عرفان امام خمینی(ره)

شيخ استاد ما (آيت الله محمد على شاه آبادى) .... مى فرمودند: ميزان در رياضت باطل و رياضت شرعى صحيح؛
قدم نفس
و قدم حقّ است.

اگر سالك به قدم نفس ‍ حركت كرد و رياضت او براى ظهور قواى نفس و قدرت و سلطان آن باشد، رياضت باطل و سلوك آن منجّر به سوء عاقبت مى باشد، و دعوى هاى باطله نوعاً از همين اشخاص بروز مى كند.

و اگر سالك به قدم حقّ سلوك كرد و خداجو شد، رياضت او حقّ و شرعى است ، و حقّ تعالى از او دستگيرى مى كند به نصِّ آيه شريفه كه مى فرمايد: وَالَّذين جاهدوا فينا لنهديَّنهم سبلنا (سوره عنكبوت ، آيه 68)
 كسى كه مجاهده كند در راه ما هر آينه هدايت مى كنيم او را به راه هاى خود.
 چهل حديث ، ص 36

گمان مكن كه رذايل نفسانى و اخلاقى روحى ممكن الزوال نيست. اين ها خيال خامى است كه نفس امّاره و شيطان إ لقا مى كند و مى خواهد تو را از سلوك راه آخرت و اصلاح نفس باز دارد.

انسان تا در اين دار تغيّر و نشاءه تبدّل است ، ممكن است در تمام اوصاف و اخلاق تغيير پيدا كند، و هر چه ملكات محكم هم باشد تا در اين عالم است ، قابل زوال است . منتها به حسب اختلاف شدّت و ضعف، زحمت تصفيه تفاوت مى كند.

البته اوّلِ پيدايش صفتى در نفس، با زحمت و رياضت كمى او را مى توان ازاله كرد. مثل نهال نورسى كه ريشه ندوانيده باشد و متمكّن در زمين نشده باشد.
ولى بعد از آن كه آن صفت، متمكن در نفس شد، و از ملكات مستقرّه نفس گرديد، زوالش ممكن است ولى زحمتش زياد مى شود. درختى كه كهن سال شده و ريشه كرده ، زحمت كندنش زياد است.

تو هر چه ديرتر در فكر قلع ريشه هاى مفاسد قلب و روح افتى، ناچار زحمت و رياضتت بيش تر گردد.
چهل حديث ، ص 94.

پس اى عاقل چيزى را (كه ) با يك ماه يا يك سال زحمت جزئى دنيايى با اختيار خود ممكن است اصلاح كرد، و گرفتارى هاى دنيا و آخرت را به آخر رساند، نگذار بماند و تو را هلاك كند.
چهل حديث ، ص 95.



برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 11 تیر 1392 - 11:11 | 1 2 3 4 5

پای درس عرفان حضرت روح الله(ره)

چرا در نماز حضور قلب نداریم؟

.... اگر ما مناجات حقّ تعالى و ولىّ نعم خود را به قدر مكالمه با يك مخلوق عادى ضعيف اهميت دهيم ، هرگز اين قدر غفلت و سهو و نسيان نمى كنيم...
ما به قدر مذاكره با يك بنده ضعيف، ادب حضور او را نگاه نداريم ؛ بلكه هر وقت وارد نماز، كه باب الابواب محضر ربوبيّت و حضور درگاه او است ، مى شويم ، گوئى وقت فرصتى به دست آورديم و مشغول افكار متشتّته و خواطر شيطانيّه مى گرديم ، كانّه نماز كليد دكّان يا چرتكه حساب يا اوراق كتاب است .
اين را نبايد جز ضعف ايمان به او، و ضعف يقين ، چيز ديگر محسوب داشت ، و انسان اگر عواقب و معايب اين سهل انگارى را بداند و به قلب بفهماند، البته در صدد اصلاح برمى آيد و خود را معالجه مى كند. (سرّالصلوة ، ص 24)

و از امورى كه انسان را اعانت كامل كند بر تحصيل حضور قلب ، مراقبه از وقت است كه عهد معهود و ميعاد موعود حقّ است . و شخص سالك الى اللّه و مجاهد فى سبيل اللّه اگر نتوانست تمام اوقات خود را به حقّ دهد، لااقل اين پنج وقت را كه حقّ تعالى به او وقت داده و دعوت براى ملاقات فرموده بايد مراقبت كند و از حقّ تعالى به جان و دل تشكّر كند كه او را اجازه ورود در مناجات داده و بار خدمت در مجلس انس و محفل قدس داده . پس ، از آن غفلت نكند و از وعده گاه حقّ تخلّف نورزد. (سرّالصلوة ، ص 64)
 
اى عزيز، تو نيز به قدر ميسور و مقدار مقدور اين وقت مناجات را غنيمت شمار و به آداب قلبيّه آن قيام كن ، و به قلب خود بفهمان كه مايه حيات ابدى اخروى و سرچشمه فضائل نفسانيّه و راس المال كرامات غيرمتناهيه به مراودت و موانست با حق است و مناجات با او، خصوصاً نماز كه معجون روحانى ساخته شده با دست جمال و جلال حق است و از جميع عبادات جامعتر و كاملتر است .
پس، از اوقات آن حتى الامكان محافظت كن . و اوقات فضيلت آن را انتخاب كن كه در آن نورانيتى است كه در ديگر اوقات نيست... ( آداب الصلوة ، ص 111) 
منبع: خورشید عرفان


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 4 اردیبهشت 1392 - 09:48 | 1 2 3 4 5


پای درس عرفان امام صادق(ع):

در بیان امام جعفربن محمدالصادق علیه السلام است که فرمود:
روزى رسول خدا(ص ) با حارثة بن مالك انصارى روبرو شد و از او پرسيد: حالت چطور است؟
او در پاسخ گفت: در حالى هستم كه ايمان حقيقى دارم!

این ادعای بزرگی بود؛ لذا پيامبر(ص) دلائل آن را از حارثه پرسید و فرمود: هر چيزى حقيقتى دارد، نشانه حقيقت گفتار تو چيست؟

حارثه عرض كرد: اى رسول خدا!! اشتياق به دنيا ندارم،
شب را(براى عبادت) بيدارم، روزهاى گرم را روزه مى گيرم،
و گویى عرش خدا را مى نگرم كه براى حساب، گسترده شده، و گويا بهشتيان را در بهشت مى نگرم و ناله دوزخيان را در ميان دوزخ مى شنوم!

رسول خدا فرمود:
عبد نور اللّه قلبه، ابصرت فاثبت!
(اين) بنده اى است كه خداوند، قلبش را نورانى نموده است،
بصيرت يافته ای پس در این حال محکم و استوار باش

حارثه ، عرض كرد: اى رسول خدا! از پروردگارم بخواه كه شهادت در ركابت را نصيب من بگرداند.

پيامبر برای او دعا کرد و فرمود: خدایا شهادت را به حارثه، روزى فرما،
چند روزى نگذشت كه جنگى پيش آمد، حارثه در آن جنگ شركت نمود و پس از كشتن 8 يا 9 نفر از دشمنان خدا، به فیض شهادتی که آرزوی آن را داشت؛ نائل آمد!

آری این چنین است! بصیرت یافتگان چیزهائی می بینند که ما از دیدن آنها ناتوانیم.
آنان چنان چشمان تیز بینی پیدا کرده اند که ورای این تاریکخانه مادیات را می بینند، همانگونه که علی ابن ابیطالب علیه السلام در خطبه همام آنان را توصیف فرموده که:

رابطه آنان با بهشت اینگونه است که گوئی هم اکنون بهشتیان را غرق در نعمت های بهشتی می بینند! و دوزخیان را در حال چشیدن درد و رنج های جهنم به تماشا نشسته اند!

از پروردگارمهربانمان بخواهیم؛ چنین بصیرتی به ما عنایت فرماید. انشاالله. التماس دعا. 


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 11 بهمن 1391 - 01:17 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

نظرسنجی

آمار وبلاگ

کد های کاربر

دانلود رایگان نرم افزار طراحی و راه اندازی وب سایت