هاجر؛ زنی در اوج فضائل اخلاقی

یکی از گوهرهای گرانبهاى درياى انسانيت هاجر همسر حضرت ابراهیم است.

او گرچه به عنوان کنیزی در قصر به سر می‏برد، اما زندگی مرفهان و مسرفانِ کاخ او را قانع نمی‏کرد و گویا جانش با جلوه‏های معنوی در ارتباط بود و به همین دلیل بعدها شایستگی همسری حضرت ابراهیم(علیه السلام)را به دست آورد

و با تأسی از زندگی سراسر معنوی شوهرش در مسیر هدایت قرار گرفت و با آشنایی و اجرای برنامه‏های عقیدتی معرفی شده توسط آن مرد آسمانی به حیات طیبه گام نهاد. 

هاجر از مصر به فلسطین و از آن جا به حجاز مهاجرت کرد و در این جابجایی پذیرای سختیهای بسیار و مرارتهای طاقت‏فرسایی شد،

اما به دلیل تلاش توأم با توکل در مسیر صفا و مروه لطف پروردگار شامل حالش گردید و به پاس خلوص و پاکی او سعی وی جزو شعایر الهی و اعمال واجب حج گردید

و چشمه‏ای که زیر پای فرزندش جاری گشت، شفادهنده قلوب و صفادهنده روانها شد و چون دار فانی را وداع گفت، مدفنش در جوار خانه خدا جزء مطاف قرار گرفت. 

هاجر در پرتو تعالیم ابراهیم خلیل به تلاشهایی در باره خودشناسی دست زد و به برکت چنین مجاهدتی احساس کرد دارای زمینه‏ای مناسب و شگفت‏انگیز برای تکامل معنوی و پیشرفت روحانی است.

او تمامی جهد خویش را به کار گرفت، تا بر نقاط ضعف غلبه یابد و خویشتن را از آلودگی و انحرافات برهاند.

خودسازی و رسیدن به صفای انسانی و ملکوتی برای بانویی که می‏خواهد مسؤولیت سنگین و سرنوشت‏سازی را در آتیه نزدیکی عهده‏دار شود، بسیار ضرورت داشت.

او ضمن طی طریق متوجه شد کمالات نهفته در وجود آدمی، به جنس افراد و رتبه‏های اجتماعی و مسایل قومی ارتباطی ندارد و در مکتب توحید، یک کنیز هم می‏تواند چون سایر انسانها حرکتی جهت‏دار توأم با ایمان و تقوا داشته باشد.

هاجر به این باور رسید که ارمغان تهذیب درونی این است که جذب ‏دوست گشته و معنویت را در امور زندگی دخالت دهد و مفاهیم اصیل را بر اندیشه و عواطف حاکم نماید و از برخی سنتهای موهوم و آداب منحط که در جامعه قبلی ناظرش بود، دوری کند.

او خود را خوب ارزیابی می‏کرد و درست می‏سنجید، زیرا میزان آسمانی پیش رویش بود و پیامبر خدا را می‏دید که چگونه فکر می‏کند، چه اخلاقی دارد و کردارش در برخورد با این و آن به چه شکلی است. 

البته حضرت ابراهیم(علیه السلام)در صدد آن بود که این زن برای مقصد آینده به عنوان بانویی مؤمن و وارسته پرورش یابد، زیرا دامانی که می‏خواهد نخستین آموزشگاه برای حضرت اسماعیل(علیه السلام)باشد، باید به شایستگیهایی دست یافته و قله‏های فضایل را فتح کند.
   الگوهای قرآنی زنان

برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 28 آبان 1392 - 11:16 | 1 2 3 4 5
شرح نکته هایی اخلاقی از کلمات امام خمینی(ره)

حفظ زبان
در حدیث شریف کافی از حضرت رسول(ص) منقول است:
المسلم من سلم المسلمون من یده و لسانه
مسلمان کسی است که مسلمانان سالم باشند از دست و زبان او.
چه شده که من و تو به هر اندازه که قدرت داشته باشیم و دستمان برسد آزار زیر دستان را روا می داریم
و از ایذاء و ظلم به آنها مضایقه نداریم
و اگر با دست نتوانستیم آزارشان کنیم با تیغ زبان در حضور آنها و گرنه در غیاب، اشتغال به کشف اسرار و هتک استار آنها پیدا می کنیم؟!
و به تهمت و غیبتشان می پردازیم.(چهل حدیث امام خمینی، ص 137 و 138)

بر اساس آنچه از آیات و روایات بر می آید، متوجه می شویم از هیچ عضوی از انسان مثل زبان، اینقدر گناه صادر نمی شود؛
بنابراین اگر انسان بتواند جز در برخی از موارد که واقعا حرف زدن لازم است، مهار زبان خود را بدست گیرد، توانسته است جلو بسیاری از مفاسد را گرفته و راه اصلی ورود شیطان را ببندد.

اگر خوب دقت کنی می بینی برای زبان گناهان زیادی مثل غیبت، دروغ، فحش، تمسخر، زخم زبان، لعن ونفرین های بیجا، آبروی دیگران را بردن و...وجود دارد که نتایج واقعا تأسف باری هم در این دنیا و هم در عالم دیگر بدنبال خواهد داشت.

به همین دلیل است که پیامبر(ص) فرمود:
لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه و لا یستقیم قلبه حتی یستقیم لسانه (میزان الحکمه، ج 4، ص 2776)
ایمان بنده محکم و درست نمی شود مگر آن که قلبش درست شود و قلبش درست نمی شود مگر آن که زبانش درست شود.

معنای این کلام گهربار آن است که از زبان آنقدر گناه بوجود می آید که بیشتر تیرگی و قساوت قلب مربوط به آن می شود،
از این رو اگر کسی می خواهد قلب و روحی نورانی داشته باشد، باید بتواند زبان خود را از گناهان کنترل کند.
بنابراین حفظ لسان عامل مهمی در تثبیت ایمان در آدمی است.
پاسدار اسلام - شماره 333

برچسب‌ها : ,,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 9 شهریور 1392 - 06:01 | 1 2 3 4 5
خودآگاهی عرفانی، انگیزه سلوک اخلاقی

حرکت اخلاقی جبری و تحمیلی نیست.
عوامل بیرونی آن را پدید نمی آورد؛ از درون می جوشد و در پرتو شرائط خارجی رشد می کند و سرعت می گیرد.
گام های روح است در مسیر فلاح و فضیلت
دگرگونی دلهاست نه طی مسافت.
تکاپوی ضمیراست نه پیمودن زمین.

این حرکت برخاسته از نوعی آگاهی و آرزو است که ما دراین مقال نام خودآگاهی عرفانی را برای آن برگزیده ایم و همین حقیقت را انگیزه سلوک اخلاقی می شناسیم.
 
این خودآگاهی عطشی است که وقتی در جگرافتد تلاشی بی امان پدید می آورد. و آتشی که وقتی در خرمن «من» درگیرد؛ جز «او» چیزی باقی نمی گذارد.
خودآگاهی عرفانی آگاهی به خوداست در رابطه با ذات حق
دردی درونی است که از نیاز شکوه می کند و دردمند را به درمان فرا می خواند.
 
این خودآگاهی تازیانه نفس است که کاروان فضیلت را در مسلک عبادت به پیش می برد.
بندها را می گسلد.
آرزوها می آفریند.
شورها می زاید.
و شعله ها در جان می زند.
 
این خودآگاهی حلقه پیوند خود و خداست.
از سویی فقر و نیاز و عجز و جهل انسان را نشان می دهد.
واز دیگرسو لطف و غنا و قدرت و علم ازلی را ترسیم می کند.
 
خودآگاهی عرفانی همان نوای سوزناکی است که در نی بریده از نیستان ناله می کند!
و همان شعور ناآگاهی است که هنر و صنعت را می آفریند.
بشر با هنر می خواهد آنچه را طبیعت ندارد به آن ببخشد.
و با صنعت سعی می کند هر چه بیشتراز دارائی های طبیعت برخوردار شود. 

مجلات – حوزه – شماره 14



برچسب‌ها : ,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 23 تیر 1392 - 09:58 | 1 2 3 4 5
پای درس اخلاق حضرت امام خمینی(ره)

پرسش: چکونه مبارزه با مفاسد اخلاقى خود را آغاز کنیم؟
 
پاسخ: بهترين علاج ها كه علماء اخلاق و اهل سلوك از براى اين مفاسد اخلاقى فرموده اند اين است كه:

هر يك از اين ملكات زشت را كه در خود مى بينى، در نظر بگيرى و برخلاف آن تا چندى مردانه قيام و اقدام كنى،

و همّت بگمارى برخلاف نفس تا مدّتى،

و بر ضدّ خواهش آن رذيله رفتار كنى

و از خداى تعالى در هر حال توفيق طلب كنى كه با تو اعانت كند در اين مجاهده،

مسلّماً بعد از مدّت قليلى، آن خُلق زشت رفع شده و شيطان و جُندش از اين سنگر فرار كرده ، جنود رحمانى به جاى آن ها برقرار مى شود.
چهل حديث ، ص 23.


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 27 خرداد 1392 - 06:21 | 1 2 3 4 5

پای درس اخلاق حضرت آیت الله خوشوقت(ره)

سؤال: منظور از سلام در آيه اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما چيست؟
جواب: گاهي افراد لات سر كوچه و بازار مي‌ايستند و به عابرين متلك مي‌گويند، اين‌جا آدم برود بهتر است يا بايستد با اين افراد بگو مگو كند؟ مسلماً برود بهتر است؛ يك حرف سلامت‌آميز بگويد و برود.

سؤال: آيا موسيقي مقدس داريم؟
جواب: نه؛ موسيقي يا حلال است يا حرام.

سؤال: نشانه قبول شدن عبادت چيست؟
جواب: هروقت گناه نكنيم، نشانه قبولي عبادت است.

سؤال: معناي حديث بك عرقتك چيست؟
جواب: اگر خدا خود را در قرآن معرفي نمي‌كرد، چه كسي مي‌توانست خدا را بشناسد؟ قرآن در اواخر برخي آيات توصيفاتي از خدا ذكر كرد تا مؤمنين نيز خدا را با آن صفات توصيف كنند.

سؤال: توسل به ائمه عليهم‌السلام خواندن غيرخداست؟
جواب: نه، خواندن كساني است كه خدا گفته؛ اگر سراغ ائمه عليهم‌السلام نروند، سراغ كساني مي‌روند كه بلد نيستند و گمراه مي‌شوند. لذا تمام وسايلي كه مردم را به اهل‌بيت عليهم‌السلام نزديك كند منسوب به خدا و عبادت است.

سؤال: براي جلوگيري از اوهام و كينه‌ها چه بايد كرد؟
جواب: ترك گناه همه اين‌ها را درست مي‌كند.

سؤال: چه چيز موجب محبت حضرت حق مي‌شود؟
جواب: تقوي و توبه، إن الله يحب المتقين، إن الله يحب التوابين.

سؤال: نمي‌توانم نفس امّاره‌ام را كنترل كنم، چه كنم اراده‌ام ضعيف است؟
جواب: همان اراده ضعيف را به كار بگير، كم‌كم تقويت مي‌شود.

منبع:مرکز مجازی مهدویت
پای درس اخلاق حضرت آیت الله خوشوقت(ره)

سؤال: منظور از سلام در آيه اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما چيست؟
جواب: گاهي افراد لات سر كوچه و بازار مي‌ايستند و به عابرين متلك مي‌گويند، اين‌جا آدم برود بهتر است يا بايستد با اين افراد بگو مگو كند؟ مسلماً برود بهتر است؛ يك حرف سلامت‌آميز بگويد و برود.

سؤال: آيا موسيقي مقدس داريم؟
جواب: نه؛ موسيقي يا حلال است يا حرام.

سؤال: نشانه قبول شدن عبادت چيست؟
جواب: هروقت گناه نكنيم، نشانه قبولي عبادت است.

سؤال: معناي حديث بك عرقتك چيست؟
جواب: اگر خدا خود را در قرآن معرفي نمي‌كرد، چه كسي مي‌توانست خدا را بشناسد؟ قرآن در اواخر برخي آيات توصيفاتي از خدا ذكر كرد تا مؤمنين نيز خدا را با آن صفات توصيف كنند.
 
سؤال: توسل به ائمه عليهم‌السلام خواندن غيرخداست؟
جواب: نه، خواندن كساني است كه خدا گفته؛ اگر سراغ ائمه عليهم‌السلام نروند، سراغ كساني مي‌روند كه بلد نيستند و گمراه مي‌شوند. لذا تمام وسايلي كه مردم را به اهل‌بيت عليهم‌السلام نزديك كند منسوب به خدا و عبادت است.
 
سؤال: براي جلوگيري از اوهام و كينه‌ها چه بايد كرد؟
جواب: ترك گناه همه اين‌ها را درست مي‌كند.

سؤال: چه چيز موجب محبت حضرت حق مي‌شود؟
جواب: تقوي و توبه، إن الله يحب المتقين، إن الله يحب التوابين.
 
سؤال: نمي‌توانم نفس امّاره‌ام را كنترل كنم، چه كنم اراده‌ام ضعيف است؟
جواب: همان اراده ضعيف را به كار بگير، كم‌كم تقويت مي‌شود.

منبع:مرکز مجازی مهدویت


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 15 فروردین 1392 - 01:29 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

نظرسنجی

آمار وبلاگ

کد های کاربر

دانلود رایگان نرم افزار طراحی و راه اندازی وب سایت