مصاديق هجرت در سلوك عارفان (سلوك عارفانه) 

آيه ا... شيخ مجتبي تهراني(ره):

(بدان اي سالك طريق حق!) اگر در جايي عده اي دارند شرب خمر مي كنند، آنجا نشستن حرام است.
... همين كه ديگري دارد در آنجا معصيت مي كند، تو نبايد آنجا بنشيني.
همين برخاستن از مجلس معصيت، هجرت است.
در فقه مصاديق زيادي داريم.

مثلا «خلوت با اجنبيه» و مصاديق ديگري از اين قبيل كه همه اينها هجرت است...
يك وقت خيال نكنيد كه هجرت يعني فرار را بر قرار ترجيح دادن!
نخير، هجرت در آن مرحله اي است كه نتواني محيط را عوض كني، آنجا كه نتوانستي محيط آلوده را پاك كني بايد هجرت كني.

گاهي اوقات هم بعضي افراد سكوت مي كنند.

يعني عملا با سكوت خود، پاي منكر را امضا مي كنند. آنها هم در جهنم هستند.


سكوت در مقابل گردن كشي و عصيان و منكري كه مي توان جلوي آن را گرفت، جايز نيست.


روايتي از پيغمبر اكرم(ص) است. حضرت فرمود: اگر كسي براي حفظ دينش يعني براي حفظ آن حركت دروني و هجرت كبرايي كه انجام داده، هجرت صغري كند و از محلي به محلي ديگر منتقل شود، هرچند اين نقل مكان به اندازه يك وجب از زمين باشد، بهشت براي او واجب مي شود.
(بحار الانوار، ج 19، ص 31) 


سلوك عاشورايي، منزل سوم، ص 06



برچسب‌ها : ,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 16 مهر 1392 - 09:47 | 1 2 3 4 5
 
هجرت و مراتب آن در سلوك عارفان
«هجرت عام» و «هجرت خاص»:
هجرت عام نسبت به جميع موجودات عالم است و اختصاص به انسان ندارد.
تمام ذرات اين عالم به يك معنا مهاجر الي الله هستند.
تمام اينها حركت دارند و كوچ مي كنند و مسافر هستند و مقصد هم اوست.
فقط فرق در اين است كه هجرت خاص انسان، اختياري است و ارادي؛

ولي هجرت عام، غيراختياري و غيرارادي است.
به تعبير قرآن كه در باب سجده عام همه موجودات براي خدا مي فرمايد:
«ولله يسجد من في السموات والارض طوعا و كرها»(رعد-15)
اين حركت و كوچ هم يا «طوعي» است و يا «كرهي» كه در باب هجرت عام، «كرهي» است.
هجرت ارادي و اختياري انسان در جميع ابعاد وجودي اش صورت مي گيرد،
در ابعاد عقلي، قلبي و نفسي و اعضاي جوارحي اش.

انسان مهاجر كه هجرت الي الله تعالي دارد، هجرتش داراي مراتب و درجات است.
مقامات معنويه اي را كه براي سير انسان مطرح مي كنند، همان هجرت از مقامي به مقام ديگر است.

يعني اين مسافر از منزلي به منزل ديگر كوچ مي كند.
مثلا از منزل «يقظه» شروع مي كند و به منزل «توحيد» مي رسد.
تمام اين مقامات، منازل بين راهند و آنچه كه براي انسان سازنده است، يعني انسان را به كمال وجودي اش مي رساند، همين هجرت ها و مسافرت ها است.

سلوك عاشورايي، آيت الله شيخ مجتبي تهراني، منزل سوم، ص 137

برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 8 مهر 1392 - 11:10 | 1 2 3 4 5
هجرت صغري و كبري در سلوك عارفان

آيه الله حاج آقا مجتبي تهراني:
(بدان اي غريز سالك) اگر دلبستگي به خدا آمد، هجرت را هم به همراه دارد...
ما دو هجرت داريم:
يكي هجرت بيروني است كه به آن «هجرت صغري» گفته مي شود
و ديگري هجرت دروني است كه از آن تعبير به «هجرت كبري» مي كنند.

همچنان كه دو مجاهده و جهاد في سبيل الله داريم:
يكي جهاد اصغر است و ديگري جهاد اكبر...
بنابراين حقيقتِ ايمان، دلبستگي به خدا است. هجرت و مجاهدت هم از لوازم وجودي آن است و از حقيقتِ ايمان جدا نشدني است.

هر كدام از هجرت و مجاهدت، هم جنبه بيروني دارند و هم جنبه دروني.
البته چون ايمان داراي مراتب است و شدت و ضعف دارد، قهراً آثار وجودي آن هم به همان تناسب شدت و ضعف دارد، ولي نمي شود كسي بگويد «من مومنم» و به طور كلي هجرت نداشته باشد.
نمي شود كسي بگويد «من مومنم» و به طور كلي مجاهدت نداشته باشد. اين غيرممكن است...
تمام انبياي الهي، به خصوص آنها كه مرسل بودند، همگي اين دو ويژگي را داشتند. تمام انبياء هم هجرت داشتند و هم مجاهدت...

البته اين را هم بدانيد كه پاي اين هجرت ها و مجاهدت ها بايد ايستاد. چون از نظر ظاهر، ممكن است دشواري هاي زيادي درپي داشته باشد...
هجرت، در اصل به معناي كوچ كردن است؛ يك حالت گريز و انتقال و سفر است.
هجرت صغري همين كوچ كردن ظاهري از منطقه اي به منطقه ديگر است... هجرت صغري، هجرت ظاهري و كوچ كردن ظاهري براي حفظ آن دلبستگي و ايمان است... حقيقت هجرت خيلي وسيع است...

 اما هجرت كبري، هجرت دروني است. آن هم كوچ و گريز است، ولي گريزي دروني براي حفظ آن تعلقِ قلبي انسان به خداست.
اين هجرت در ارتباط با جميع ابعاد دروني انسان مطرح است.

سلوك عاشورايي، منزل سوم

برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 6 شهریور 1392 - 12:50 | 1 2 3 4 5
در محضر حاج آقا مجتبي تهراني:

نشانه هاي هجرت حقيقي سالك 
(بدان اي سالك الي الله!) همه كساني كه مدعي دين داري هستند، خودشان را «مهاجر الي الله» (سالك الي الله) مي دانند و مي گويند ما متدين هستيم.
اما دين داري آثاري دارد.
هجرت داراي نشانه و آثاري است كه انسان مي تواند با اين آثار خودش را شناسايي كند كه آيا واقعاً متدين و مهاجر و مسافر الي الله هست يا خير.
با اين نشانه ها مي تواند خودش را بشناسد كه آيا جزء «و من يخرج من بيته مهاجراً الي الله» هست يا خير.

اولين و ساده ترين نشانه هجرت و دين داري حقيقي اين است كه انسان ببيند آيا مي تواند براي خدا از امور مادي دنيوي صرف نظر كند يا نه.
اين آسان ترين نشانه است!

دومين نشانه هجرت و دين داري حقيقي، از خود گذشتن است.
پس اول مال، دوم جان!
در آيه شريفه72 سوره انفال: «ان الذين امنوا و هاجروا و جاهدوا باموالهم و انفسهم في سبيل الله»
اول «اموال» را مطرح مي كند كه چشم پوشي از آن آسان تر است و بعد «انفس» را مطرح مي كند.

چنان چه بخواهيم ببينيم كه آيا دين داريم يا نداريم اول بايد از مالمان در راه خدا بگذريم،
اگر ديديم كه مي توانيم از مال بگذريم و اموال را فداي دين كنيم، حالا مي رويم سراغ جانمان.
اينجا بايد ببينيم آيا مي توانيم از جانمان بگذريم يا خير؟! ...
هر كس كه ادعاي دين داري مي كند، مي تواند خودش را اين گونه محك بزند و مورد آزمایش قرار دهد.
سلوك عاشورايي، ، منزل سوم، ص129


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 21 مرداد 1392 - 05:48 | 1 2 3 4 5


هجرت كبري هدف سالك الي الله

(بدان اي عزيز سالك) هجرت كه كوچ كردن و نوعي حركت است، اگر دروني باشد «هجرت كبري» است و اگر بيروني باشد «هجرت صغري» است...

هدف از هجرت صغري، پايداري و حفظ آن هجرت كبري است...
حركت بيروني موضوعيت و مطلوبيت ندارد و آنچه مطلوب است، انجام و حفظ آن حركت دروني است.

يعني تو كه از باطل به حق پيوستي و ايمان آوردي و دين پيدا كردي، براي اينكه دينت را حفظ كني، بايد هجرت بيروني را انجام دهي.

روايت از پيامبر اكرم(ص) است كه فرمود: «اقم لصلوه وادّالزكوه و اهجر السوء»
نماز را به پا دار و زكات را بده و معصيت را ترك كن...

بعد مي فرمايد: «واسكن من ارض قومك حيث شئت تكن مهاجراً»
حالا كه هجرت دروني كردي برو در همان جايي كه خويشاوندانت هستند سكونت كن! با اين حال تو مهاجري! (كنزالعمال، ج 61، ص595)

پس معلوم مي شود اين حركت بيروني، ارزش ذاتي ندارد. آنچه ارزشمند است، همان هجرت دروني و همان سفري است كه انسان از باطل به سوي حق مي كند، و از ضلالت به سوي هدايت مي رود و به حق مي پيوندد.

آنچه مهم است ايمان و دلبستگي به خدا است.
اين حركت بيروني (هجرت صغري) هم براي حفظ آن هجرت دروني (كبري) است...

روايت ديگر از پيامبر اكرم(ص) است. حضرت فرمود: اگر كسي براي حفظ دينش، يعني براي حفظ آن حركت دروني و هجرت كبرايي كه انجام داده، هجرت صغري كند و از محلي به محل ديگر منتقل شود هر چند اين نقل مكان به اندازه يك وجب از زمين باشد، بهشت براي او واجب مي شود. بحارالانوار، ج 91، ص13).

سلوك عاشورايي، آيه الله شيخ مجتبي تهران- منزل سوم، ص 55


برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 24 مرداد 1391 - 11:39 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

نظرسنجی

آمار وبلاگ

کد های کاربر

دانلود رایگان نرم افزار طراحی و راه اندازی وب سایت