تفاوت جهاد اصغر با جهاد اکبر 

آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی: 
(بدان ای سالک راه خدا!) فرق است بین هجرت کبری که یک هجرت درونی و یک کوچ و سفر معنوی است، با هجرت صغری که جهاد اصغر یکی از مصادیق آن است. 

انسان در جهاد اصغر «مسافر و مهاجر است. یعنی ابتدا از وطن و دار و دیارش خارج می‌شود و بعد اگر توفیق داشت به شهادت می‌رسد. 

ولی در هجرت کبری برعکس است، ابتدا باید شهید شود تا بعد بتواند حرکت کند! 

در اینجا موت نفس به «موت هواهای نفسانی» است.  

هواهای نفسانی همان خواسته‌های افسارگسیخته نفس است که فراتر از چهارچوب عقل و شرع می‌طلبد.  

موت نفس به سرکوب خواسته‌های شهوی و غضبی نفس است... 

مهاجر برای هجرت کبری ابتدا باید جهاد اکبر را انجام دهد. 
که جهاد اکبر هم عبارت از همین سرکوب هواهای نفسانی است که ما از آن تعبیر می‌کنیم به «موت هواهای نفسانی» 

بنابراین مهاجر در هجرت کبری اول شهید می‌شود و سپس به راه می‌افتد. 

یعنی بعد از اینکه شهید شد، تازه راه را پیدا می‌کند  
«والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» (عنکبوت، 69)  
بعد از شهادت است که خدا راه‌ها را باز می‌کند برای حرکت به سوی الی‌الله. 

فرق دیگری که بین جهاد اصغر و جهاد اکبر است این است که در جهاد اصغر یک موت (یا شهادت) بیشتر نیست. 
وقتی مجاهد از خانه و دار و دیارش بیرون می‌آید و به سوی دشمن می رود و می‌جنگد، اگر توفیق داشت شهید می‌شود. 
اینجا فقط یک شهادت است. 
اما در جهاد اکبر که هجرت کبری متوقف بر آن است، شهادت‌ها و موت‌ها است! 

اینکه آن جهاد «اصغر» است و این «اکبر» چه بسا از همین جهت باشد... 
حتی ممکن است کسی که در مسیر جهاداکبر است روزی هفتاد بار شهید شود و بمیرد! 

در حدیث معراج که اهل خیر و اهل آخرت را توصیف می‌کند خداوند خطاب به پیغمبر اکرم(ص) می‌فرماید:  
«مردم یک بار بیشتر نمی‌میرند، ولی مجاهد در جهاد اکبر روزی هفتاد بار کشته می‌شود! 

عجب! روزی هفتاد مرتبه، به جهت مجاهده با نفس و مخالفت با هوای نفس و قوای حیوانی‌‌اش می‌میرد! هفتاد بار!» 

یعنی مدام دل هوس می‌کند و او جلوی دل را می‌گیرد... 

بنابراین هم در جهاد اصغر اگر کسی این توفیق را پیدا کند که شهید شود اطلاق شهادت می‌شود و هم در جهاد اکبر. 

اگر کسی موفق شود یک خواسته از هواهای نفسانی‌اش را سرکوب کند، اطلاق شهادت می‌شود. 
که همراه هر شهادت و هر موت، «حیات طیبه» در پی دارد. 

سلوک عاشورایی، منزل سوم، ص 157

برچسب‌ها :
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 13 آبان 1392 - 12:10 | 1 2 3 4 5

نقش و جايگاه اخلاص

دسته بندی :


نقش و جايگاه اخلاص

اخلاص در مباحث اخلاقي و قرآني از جايگاه و اهميت به سزايي برخوردار است.

دستيابي انسان به رشد و تعالي معنوي و تقرب به خدا در پرتو افكار و اعمال خالصانه است.

اخلاص به این معنی است که آدمی هر عملی که می خواهد انجام دهد، فقط و فقط رضایت و خشنودی خداوند را در نظر داشته باشد.

بنابر این هرگز به رذائلی مانند ريا و عجب و كبر و ..... نزدیک نخواهد شد.

كسي كه کاری را از روي ريا، طمع، انتظار مدح و ثنا و يا رهايي از سرزنش مردم انجام دهد، عمل او خالصانه نیست

آنان که با هواي نفس خویش در نبرد هستند و سعی می کنند کارهای خود را با اخلاص انجام دهند؛ اما گاهی در اثر غفلت، عملي را غير خالص انجام می دهند؛ در اولین مرتبه اخلاص قرار دارند.

رتبه بالاتر و نهايي اخلاص اين است كه انسان به اندازه اي رشد معنوي پيدا كند كه وجود او كاملا پاك گرديده و شيطان اميدي براي گمراه كردنش نداشته باشد.

چنين فردي به دليل تلاش زيادي كه در تزكيه نفس خود كرده، خداوند او را در برابر شيطان حفظ مي كند.

مقام مخلصين عالي ترين درجه تكامل معنوي انسان در پيشگاه خداوند متعال است.


برچسب‌ها : ,,,,,,,,,,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 17 فروردین 1391 - 09:00 | 1 2 3 4 5


توصیه ویژه عارف باللّه و واصل به محبوب، حضرت روح الله(ره) به جوانان

(اي سالك طريق حق) شما كه اكنون جوانيد، نيروي جواني داريد،

بر قواي خود مسلط مي باشيد، و هنوز ضعف جسمي بر شما چيره نشده است،

اگر به فكر تزكيه و ساختن خويش نباشيد؛ هنگام پيري كه ضعف، سستي، رخوت و سردي بر جسم و جان شما چيره شد

و نيروي اراده، تصميم و مقاومت را از دست داديد،

و بار گناه و معصيت، قلب را سياه تر ساخت

چگونه مي توانيد خود را بسازيد و مهذب كنيد؟

هر نفسي كه مي كشيد، هر قدمي كه بر مي داريد و هر لحظه اي كه از عمر شما مي گذرد اصلاح مشكل تر گرديده، ممكن است ظلمت و تباهي بيشتر شود،

هرچه سن بالا رود، امور منافي با سعادت انسان زيادتر شده، قدرت كمتر مي گردد.

به سن پيري كه رسيديد، ديگر مشكل است موفق به تهذيب و كسب فضيلت و تقوي شويد،

نمي توانيد توبه كنيد، زيرا توبه با لفظ «اتوب الي الله» تحقق نمي يابد،

بلكه ندامت و عزم بر ترك «گناه» لازم است.

پشيماني و عزم بر ترك گناه براي كساني كه پنجاه سال يا هفتاد سال غيبت و دروغ مرتكب شده،

ریش خود را در گناه و معصيت سفيد كرده اند، حاصل نمي شود،

چنين كساني تا پايان عمر مبتلايند.

جوانان ننشينند، كه گرد پيري، سر و روي آنان را سفيد كند (ما به پيري رسيده ايم و به مصائب و مشكلات آن واقفيم)

شما تا جوان هستيد مي توانيد كاري انجام دهيد،

تا نيرو و اراده جواني داريد، مي توانيد هواهاي نفساني، مشتهيات دنيايي و خواسته هاي حيواني را از خود دور سازيد،

ولي اگر در جواني به فكر اصلاح و ساختن خود نباشيد، ديگر در پيري كار از كار گذشته است،

تا جوانيد فكري كنيد، نگذاريد پير و فرسوده شويد.

قلب جوان لطيف و ملكوتي است و انگيزه هاي فساد در آن ضعيف مي باشد.

ليكن هرچه سن، بالا رود ريشه گناه در قلب قوي تر و محكم تر مي گردد؛ تا جايي كه كندن آن از دل ممكن نيست،

چنان كه در روايت است: «قلب انسان ابتدا مانند آينه، صاف و نوراني است و هر گناهي كه از انسان سر بزند يك نقطه سياه بر روي آن ظاهر مي گردد و هرچه گناه بيشتر شود نقطه هاي سياه، بر روي قلب فزوني مي يابد. وسايل الشيعه، ج11، ص 239

جهاد اكبر، امام خميني(ره)، ص 84




برچسب‌ها : ,,,,,,,,
نویسنده: احمد جمالی | نسخه قابل چاپ | 16 اسفند 1390 - 09:31 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

درباره ما

نظرسنجی

آمار وبلاگ

کد های کاربر

دانلود رایگان نرم افزار طراحی و راه اندازی وب سایت